Mahsa
 
 
ارسال: سه شنبه 7 آبان 1387 ساعت 19:21
 
   
 
حامد بهداد


برای اولین بار می خوام درمورد یک بازیگر ایرانی و اصلا سینمای ایران توضیح کوچیکی بدم و اونم نقطه عطف بازیگری ایران یعنی حامد بهداده که واقعا یک پدیدس و نمیشه از معرفی او گذشت، این یک بیوگرافی سادس تا بعد:

بیوگرافی:

متولد 6 آبان 1352 مشهد
برای اولین بار با ایفای نقش اصلی در فیلم « آخر بازی » (همایون اسعدیان، 1379) سینما را تجربه کرد و برای بازی در همین فیلم هم کاندید سیمرغ بلورین از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. اما بعدها با وجود اینکه هیچگاه در شکل و شمایل نقش اول ظاهر نشد، اما توانست بازیهای در خور توجهی از خود در قالب نقش مکمل در فیلم های مختلف به جا بگذارد که از جمله می توان به فیلم های « بوتیک » (حمید نعمت الله، 1381)، « این زن حرف نمی زند « (احمد امینی، 1381)، « کافه ستاره » (سامان مقدم، 1384) و « آدم » (عبدالرضا کاهانی، 1385) اشاره کرد. اما پررنگ ترین بازی او در قالب نقش مکمل، بازی در فیلم « روز سوم » (محمدحسین لطیفی، 1385) بود که در نقش یک افسر عرافی که در بحبوحه محاصره خرمشهر عاشق دختری خرمشهری می شود، ظاهر شد و موفق شد نظر اکثر کارشناسان و منتقدان سینمایی را به خود جلب کند و برای دومین بار پس از « آخر بازی » کاندید سیمرغ بلورین از دوره بیست و پنجم جشنواره فیلم فجر شود. بازی حامد بهداد در « روز سوم » اوج هنرنمایی اوست.

مجموعه آثار:

- آخر بازی (همایون اسعدیان، 1379)
- این زن حرف نمی زند (احمد امینی، 1381)
- بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)
- کافه ستاره (سامان مقدم، 1384)
- عروس کوهستان (یوسف سیدمهدوی، 1384)
- باغ فردوس پنج بعدازظهر (سیامک شایقی، 1384)
- آدم (عبدالرضا کاهانی، 1385)
- روز سوم (محمدحسین لطیفی، 1385)
- تسویه حساب (تهمینه میلانی، 1386)

جشنواره ها و جوایز:

- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « آخر بازی » - 1379
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « روز سوم » - ۱۳۸۵
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « بوتیک » - 1383
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « کافه ستاره » - ۱۳۸۵
- پنجمین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « این زن حرف نمی زند » - ۱۳۸۲
- دومین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « بوتیک » - ۱۳۸۳





 
     
 

Helema
 
 
ارسال: چهارشنبه 29 آبان 1387 ساعت 16:30
 
   
 
یوگرافی پوریا پورسرخ:

با حضوری کوتاه در مجموعه تلویزیونی « فرار بزرگ » حضور در مقابل دوربین را تجربه کرد و با بازی در مجموعه « وفا » به شهرت رسید و با ایفای نقش در مجموعه « صاحبدلان » ثابت کرد بازیگر توانمندی است.

زندگی خصوصی پوریا پورسرخ:
محل تولد: جردن
سال تولد: نمی گویم
ماه تولد: تیر
قد: 182
وزن : متغییر بین 75 تا 80

......................................................

مجموعه آثار:

- پسران آجری (مجید قاری زاده، 1385)
- مهمان (سعید اسدی، 1385)
- مصائب دوشیزه (1385)
- روز سوم (محمدحسین لطیفی، 1385)

مجموعه های تلویزیونی:
- فرار بزرگ (محمدحسین لطیفی، 1383)
- وفا (محمدحسین لطیفی، 1384)
- صاحبدلان (محمدحسین لطیفی، 1385)
- شکرانه (سعید سلطانی، 1386)



مصاحبه پوریا پورسرخ:

مثل همیشه اول باید ژوبین خودش را معرفی کند ؟

من پوریا پور سرخ متولد تهران و چهارم تیر ماه هستم . دو خواهر و یک برادر دارم که هر سه دانشجو هستند .مادرم بازنشسته ی آموزش و پرورش و پدرم نیز بازنشسته است .

قد ؟

182 سانتی متر

اهل کدوم محله تهران هستی ؟

بچه ی جردنم .

متاهل یا مجرد ؟                            

مجرد

خصوصیات اخلاقی پوریا پور سرخ چی است ؟

خیلی خانواده دوست هستم به مادرم خیلی احترام میذارم و زود رنجم و خیلی زود هم کینه ها را از یاد می برم . خیلی هم شیطونم .

تحصیلات ؟

دانشجوی دکترای فیزیولژی گیاه

شغل اصلی تون بازیگریه ؟

من به جز بازیگری کار طراحی فضای سبز را هم انجام میدم ؟

   چی شد وارد عالم بازیگری شدین ؟

چند سال قبل در یک سمینار سینمایی با آقای لطیفی که کارگردان مجمعه وفا بود آشنا شدم . آن موقع تئاتر بازی می کردم و تقریبا ایشون عامل اصلی ورود من به عالم بازیگری و دوربین بودند .

از مجموعه وفا بگو .

نمی دونم از کجا شروع کنم ولی اینقدر به بازی در این سریال علاقمند و عوامل اون علاقمند شدم که دلتنگ پایان اون بودم . من قبلا هم کار تلویزیونی و سینمایی انجام دادم در بعضی از اونها زمان برام به کندی می گذشت اما در این مجموعه اینگونه نبود و چند بار اشک ریختم .

از کارهای قبلی خودتون بگین ؟

اولین با با تلویزیون کارم را شروع کردم و در فرار بزرگ در نقش فرهاد ظاهر شدم بعد از آن کاری داشتم به نام مسافر و وفا سومین کارم بود .

و از کارهای بعدی شما چه خبر ؟

اکنون در حال بازی در یک فیلم سینمایی هستم که فعلا اسمش جنایت و جنون است ، در این فیلم نقش جوان سند و خوبی به نام بهرام را دارم .

در آن فیلم هم عاشق میشی ؟

نه اونجا از عاشقی خبری نیست .

چی شد تو به عنوان ژوبین انتخاب شدی ؟

کاندیدهای زیادی آمده بودند که همگی نیز سوابق زیادی داشتند اما لطف آقای لطیفی بود که در نهایت مرا انتخاب کردند .

شما در طول کار از کدام سکانس بیشتر راضی بودی و اون رو دوست داشتی ؟

از سکانس آخر ، سکانس آخر سکانس بازیگر نبود بلکه سکانس کارگردان بود ما اون سکانس رو خیلی دوست داشتم و حتی اونجا اشک هم ریختم .

آقا پوریا میشه بگی پورسرخ یعنی چه ؟

باور کنید ربطی به فوتبال نداره پورسرخ یعنی پسر سرخ .

شنیدیم شما چندسالی در یکی از کشورهای خارجی اقامت داشتید ؟

بله من 2 سال در کشور امارات زندگی کردم و این اقامت به دلیل مسائل کاری بود .

بازیگر ایده آل شما کیه ؟

شریفی نیا ، رضا کیانیان ، پرویز پرستویی و ... در کل تمام استادهایی که تمام مردم ما دوستشون دارن .

دوست داشتی جای کدوم پرنده بودی ؟

عقاب

جای کدوم گل ؟

همه گلها .

ادکلن دلخواهت ؟

لاکوست .

فکر میکنی ژوبین چه سالی ازدواج می کنه ؟

مطمئن هستم که سال 85 ازدواج نمی کنه .

تا به حال عاشق شدی ؟

بله

چه موقع ؟

فیلمنامه رو که خوندم و لبنان رفتم عاشق شدم و این عشق واقعی بد که در جسم ژوبین جای گرفت ، این حس توسط آقای لطیفی به من منتقل شد .

تکه کلامت چیه ؟

برای مثال .

مارک موبایلت ؟

نوکیا .

چه اسمی بیشتر مورد پسند پوریا است ؟

ایلیا .

چه کسی برایت عزیز است ؟

پدر و مادرم .

چه روزی رو بیشتر دوست داری ؟

4 تیر که روز تولدمه .

قشنگترین فیلمی که دیدی چه بود ؟

آژانس شیشه ای ، عینک دوی .

تو دوران مدرسه از چه درسی بیشتر خوشبت می اومد و از چه درسی بدت می اومد ؟

از ورزش لذت می بردم و از شیمی بدم می اومد .

آشپزی هم بلدی ؟

بله که بلدم من چون تحصیلاتم رو در خارج از تهران به اتمام رسوندم کلی آشپزی یاد گرفتم .

اوقات فراغتت چه کارمی کنی ؟

فیلم می بینم .

زنگ موبایلت چیه ؟

یه آهنگ ایرلندیه .

ماشین مورد علاقه ات ؟

ماشین شاسی بلند مثل پاترول خودم .

چه توصیه ای به جوونا داری ؟

درس بخونن



 
     
 

Helema
 
 
ارسال: یکشنبه 10 آذر 1387 ساعت 08:58
 
   
 


بیوگرافی حمید عسگری:

حمید عسگری خواننده محبوب و دوست داشتنی پاپ توانست در دنیای موسیقی غوغایی به پا کند . او با احساس و دلش زندگی می کند .
حمید عسگری متولد 20 مهرماه 1357 است در شیراز به دنیا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش میلاد ترابی (( که اهنگساز است )) در تهران زندگی می کند . دو خواهر و یک برادر دارد . تحصیلاتش ربطی به موسیقی ندارد او کارشناس مدیریت صنعتی است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پیدا نکرده است معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسیدن انسان ها می شود .
اوایل که البوم او به بازار امد خیلی ها به اسم شادمهر عقیلی فروختند در صورتی که او کسی نبود جز حمید عسگری . رنگ و جنس صدای حمید و شادمهر تا حدی به هم شباهت دارد و این شباهت به نفع او تمام شد . او می گوید : هیچ کس در توانایی های شادمهر شکی ندارد البته شباهت صدای من و شادمهر چیز طبیعی در عالم موسیقی است چرا که صداها در عین تفاوت ها شباهت های زیادی به هم دارند .
صدای سیاوش شمس را هرگز فراموش نمی کند و صدای محمد علیزاده رو خیلی دوست داره . غذای مورد علاقه حمید عسگری قیمه های مادرش است . او اصلا اهل اشپزی کردن نیست . وقتی غمگین است می خواند . صمیمی ترین دوست حمید عسگری میلاد ترابی است . یک زمانی عاشق بوده است .
با ترانه هایی که خودش گفته ارتباط بیشتری برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرایط روحی خودش گفته است . از میان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزی که رفتی رو خیلی دوست دارد . در صدایش غم خاصی وجود دارد .
نقطه ضعف حمید عسگری این است که زود عصبانی می شود البته عصبانیت های او 5 دقیقه است بعد چنان ارام می شود که انگار نه انگار اتفاقی افتاده است . نقطه قوت حمید هم این است که بی هیچ چشمداشتی احساسش را نثار دیگران می کند انقدر که طرف بی نیاز از محبت می شود .
ترانه هیچکی مثل من تو رو دوست نداره رو به همه هوادارانش تقدیم می کند . ما هم برای اقای حمید عسگری ارزوی موفقیت و شادکامی داریم .

مصاحبه با حمید عسگری:

شما در ظاهر از من يك آلبوم ديديد اين در حالي است كه من مدت طولاني روي اين آلبوم كار كردم فعاليتم در زمينه موسيقي به اين چند ماه اخير مربوط نمي‌شود من سال‌هاست كه كار آهنگسازي انجام مي‌دهم، در آن دوران هر وقت براي دوستانم مي‌خواندم آنها به من مي‌گفتند تو صداي خوبي داري چرا آلبوم بيرون نمي‌دهي، من هم مي‌گفتم به وقتش! چرا كه هيچ عجله‌اي براي خوانندگي نداشتم، حالا هم دلبستگي به اين كار ندارم چرا كه شغل اصلي من آهنگسازي است، من يك شبه به موفقيت نرسيدم. بلكه زحمت كشيدم.
_ من معمولا اثري را كه به خواننده‌اي مي‌دهم در نوع خود بهترين است، از طرفي يا كاري را شروع نمي‌كنم يا اينكه اگر شروع كردم سعي مي‌كنم به بهترين نحو ممكن آن را انجام دهم. شايد به اين خاطر است كه آهنگساز گراني هستم.
_گاهي‌اوقات شيطنت بعضي از همكارانتان مرا وادار به دفاع از كارهايم مي‌كند آنها برداشت نادرستي از حرف‌هايم داشتند و استنباط شخصي خودشان را ‌نوشتند. نبايد صرف شباهت يك صدا با فرد ديگر، توانايي‌‌هاي يك خواننده را زير سوال برد.
_ خودم هم اين حرف‌ها را شنيد‌ه‌ام كه حميد مغرور شده، خيلي برايم جالب بوده اما فكر مي‌كنم تنها صفتي كه در من وجود ندارد همين غرور است، شايد به اين خاطر بوده كه من در اين مدت سعي كرده‌ام از حاشيه‌ها به دور باشم و خيلي در جمع بچه‌هاي موسيقي نروم و سعي كنم بيشتر در جمع دوستانم ‌باشم.
_ شايد ما در موسيقي در حد عالي نباشيم اما داريم به جايگاه قابل قبولي نزديك مي‌شويم ما در اين زمينه افراد مستعدي داريم كه با توجه به امكانات موجود در موسيقي‌ خيلي خوب فعاليت مي‌كنند و كارهاي نو و متفاوتي را ارائه مي‌دهند.
_ بنيامين يكي از موفق‌ترين خواننده‌هاي بعد از انقلاب است. آلبوم او را بارها گوش دادم و مطمئنم، آلبوم جديدش به مراتب موفق‌تر از آلبوم قبلي‌اش خواهد بود.
_ هيچ‌وقت دنبال رقيب براي رقابت كردن نيستم، به نظر من جامعه موسيقي به اندازه كافي جا براي همه دارد، اين مردم هستند كه در نهايت قضاوت مي‌كنند تا اثري را به ديگري ترجيح ‌دهند.
_ حضورم در زمينه خوانندگي فكر نمي‌كنم چندان طول بكشد. دوست دارم اين كار را در اوج كنار بگذارم. من دلبستگي چنداني به اين كار ندارم.
_ فعلا در مرحله انتخاب ترانه و آهنگ هستم و با ترانه‌سراهاي مختلف از جمله فرزاد حسني كار مي‌كنم، اما خط سير اصلي ترانه‌ها را خودم مي‌دهم، تنظيم آلبوم جديدم هم بر عهده نيما وارسته است.
_ براي كار جديدم، سعي كردم از يك گروه جديد استفاده كنم، تا كارم تكراري نشود، ضمن اينكه از تمامي دوستانم، قدرداني مي‌كنم.
_ فضاي آلبوم جديدم، عاشقانه است. با اين تفاوت كه سعي كردم، حس را قوي‌تر كنم، فكر كنم، اوايل سال 87، اين آلبوم به بازار بيايد.
_ قرار است تا چندي ديگر، چند كنسرت در تهران، شيراز، كيش داشته باشم، از بين آنها فعلا كنسرت كيش در شهريورماه قطعي شده است




 
     
 

Helema
 
 
ارسال: یکشنبه 10 آذر 1387 ساعت 09:07
 
   
 
بیوگرافی مهناز افشار
بیوگرافی:

متولد 1356
مدرک: دیپلم علوم تجربی
شباهت بیش از حد او به فائقه آتشین (گوگوش) باعث شد تا قبل و بعد از اکران فیلم « شور عشق » به خواست خود سوژه اول مطبوعات باشد. بعد از مدتی جنجال مطبوعاتی و پس از توقیف فیلم « خاکستری » مدتی از او خبری نبود. تا اینکه پس از یکسال با بازی در فیلم « نگین » به سینما بازگشت.
او در سال 1383 سه فیلم بر پرده سینماهای تهران داشت که هر سه فیلم با استقبال مخاطبان روبرو شدند: « کما »، « 13 گربه روی شیروانی » و « زهر عسل ».
مهناز افشار از بازی در نقش کوتاهی در فیلم « سالاد فصل » نشان داد که توانایی هایی هم در اجرای نقش های متفاوت دارد. او در فیلم « آتش بس » توانایی هایش را به رخ همگان کشید.
مهناز افشار تا کنون همراه با محمدرضا گلزار در شش فیلم ظاهر شده که پنج تای آن از پرفروش ترین فیلم های زمان اکران خود بودند و دیگری در مرحله تولید است: کما، 13 گربه روی شیروانی، زهر عسل، آتش بس، تله که فیلم « کلاغ پر » در مرحله تدوین است.

......................................................

مجموعه آثار:

- دوستان (علی شاه حاتمی، 1377)
- شیرهای جوان (محسن محسنی نسب، 1378)
- شور عشق (نادر مقدس، 1378)
- خاکستری (مهرداد میرفلاح، 1379-80)
- نگین (اصغر هاشمی، 1380)
- دختری در قفس (قدرت الله صلح میرزایی، 1381)
- 13 گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، 1382)
- زهر عسل (ابراهیم شیبانی، 1382)
- کما (آرش معیریان، 1382)
- سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)
- آکواریوم (ایرج قادری، 1383)
- کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی، 1384)
- آتش بس (کیومرث پوراحمد، 1383)
- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)
- محاکمه (ایرج قادری، 1385)
- تله (سیروس الوند، 1385)
- رییس (مسعود کیمیایی، 1385)
- تسویه حساب (تهمینه میلانی، 1386)
- کلاغ پر (شهرام شاه حسینی، 1386)
مجموعه تلویزیونی:
- گمشده (1376)




 
     
 

Helema
 
 
ارسال: یکشنبه 10 آذر 1387 ساعت 09:08
 
   
 



 
     
 

Mahsa
 
 
ارسال: یکشنبه 27 بهمن 1387 ساعت 19:51
 
   
 


در كجا به دنيا آمديد و چند خواهر و برادريد؟
حميدي: در هشتم آذرماه سال 1356در تهران به دنيا آمدم و دو برادر از خود كوچك*تر دارم.
_ سال 1385 تا به امروز براي شما چگونه
گذشت؟
حميدي: در سال 85 مشغول بازي در مجموعه (زير تيغ) بودم و پس از آن مشغول فيلم سينمايي پوران درخشنده، در حال حاضر هم در سريال حضرت يوسف(ع) مشغول به كار هستم. در مجموع سال خوبي براي من بود، سالي پربار كه باعث شد به تجربياتم اضافه شود.
_كارهاي هنريتان را به اختصار توضيح دهيد؟

حميدي: در معجزه ازدواج، كوي دامون، نقش سنگ، جوان امروز، شهر آشوب، مسافري از هند، باران عشق، سرگيجه، خيلي دور و خيلي نزديك و... ايفاي نقش كرده*ام.
_و كارهاي پخش نشده؟
حميدي: سريال شهريار، فيلم سينمايي بچه*هاي ابدي و همچنين مجموعه حضرت يوسف(ع) كه هنوز در مرحله فيلمبرداري است.
_ كمي از زير تيغ برايمان صحبت كنيد، تصويربرداري اين مجموعه چه مدت طول كشيد و چند قسمتي است؟
حميدي: اين مجموعه از اول دي*ماه سال1384 توسط (محمدرضا هنرمند) كليد خورد و تا تيرماه سال 85طول كشيد؛ زير تيغ يك مجموعه 24قسمتي است.
_ به*طور حتم بازي در كنار پرويز پرستويي، فاطمه
معتمدآريا، سياوش طهمورث و... براي شما ره*آوردي
هم داشت.
حميدي: صددرصد، بازي در كنار اين افراد تجربه بسيار خوبي براي من به همراه داشت؛ طي هفت ماه تصويربرداري، چيزهاي زيادي ياد گرفتم و لحظه*هاي لذت*بخشي را سپري كردم.
_ راستي پيام (زير تيغ) چه بود؟ اين*كه
يك تصادف و يك ندانم كاري، آن هم در يك
لحظه، زندگي انسان*ها را دچار تحول مي*كند؟
حميدي: هر يك از آثار نمايشي، مي*تواند جزوي از زندگي مردم عادي باشد و در آن به نكاتي اشاره مي*شود كه مي*تواند در زندگي انسان*ها بسيار تاثيرگذار باشد. در زير تيغ به اتفاقاتي اشاره شده كه امكان دارد، براي هر يك از ما در زندگي واقعي رخ دهد، اتفاقاتي كه مي*توان از آن درس گرفت، مي*توان از وقوع آن پيشگيري كرد، مي*توان تجربه كسب كرد و... در (زير تيغ) توكل به خداوند و صبر در زندگي گره*گشاست، قصه تمامي آن افراد خاكي، در كوچه پس كوچه*هاي شهرمان نيز همين*طور است.
_ (زير تيغ) يعني چه؟ چه پيامي براي بيننده
دارد؟
حميدي: (زير تيغ) داستان فردي است كه فشارهاي زندگي از هر طرف بر او وارد مي*شود يا بايد زير اين فشارها، كمر خم كند يا نه، اميدش را از دست ندهد و قدعلم كند، به هر حال فشارهاي زندگي برروي هر فرد را، مي*توان به زير تيغ تشبيه كرد.
_ لوكيشن*هاي زير تيغ در كجاها مقابل
دوربين رفت؟
حميدي: تمامي لوكيشن*هاي (زير تيغ)، در تهران و در خيابان*هاي

معلم و سرباز گرفته شد.
_ در حال حاضر مشغول چه كاري هستيد؟
حميدي: هم اكنون مشغول بازي در سريال حضرت يوسف(ع( هستم و نقش (آشات)، زن حضرت يوسف را بازي مي*كنم.
_ دوست داريد در هنر ايران تا كجا پيش
برويد؟
حميدي: به هر حال، هر شخصي در حرفه و كار خود دوست دارد، پله*هاي ترقي را طي و به ايده*آل*هاي خود دست پيدا كند. من هم تاكنون خدا را شاكرم كه توانستم در زمينه كاري*ام، به موفقيت*هايي كه دوست داشتم، برسم و اميدوارم با كارهاي خوب و متفاوت ظاهر شوم و در نهايت مردم و بينندگان را جلب بازي*هاي خود كنم.
_ به عنوان بازيگري كه سال*هاي سال در
امر بازيگري هستيد، به طور معمول در سينماي
ايران چه اتفاقي بايد بيفتد كه به يك بازيگر ،
سوپراستار بگويند؟
حميدي: ببينيد، منطق درستي در اين زمينه در ايران وجود ندارد. براي مثال رضا كيانيان و خيلي از بازيگران و اساتيد در اين رده، از طرف جامعه به عنوان يك بازيگر حرفه*اي و خوب شناخته شده*اند و مردم به همه*شان احترام مي*گذارند، در صورتي كه از نظر من، آنها سوپراستار هستند، اما در جامعه هنري ما سوپراستار به كسي اطلاق مي*شود كه فيلم*هايش پرفروش است كه به نظر من اين منطق اشتباه است.
_ فكر مي*كنيد چرا سينماي ايران نسبت به
سينماي حرفه*اي در جهان با استانداردها فاصله
دارد؟
حميدي: بايد قبول كنيم، به دليل نداشتن امكانات كافي و لازم در اين وادي، سينماي ما از استانداردهاي جهاني فاصله دارد. از طرفي در كنار



كمبود و امكانات، خود ما هم دنبال كارهاي كم*ارزش هستيم و دنبال كارهايي كه زحمت كم*تري داشته باشند، مي*رويم.
همچنين زمان كافي را براي كارهايمان در تمام جوانب، لحاظ نمي*كنيم و با حداقل امكانات و زمان مي*خواهيم، كارهايمان را ارايه دهيم كه اين خود به يك اثر هنري ضربه مي*زند.
_يك خاطره شيرين در مورد مجموعه زير
تيغ مي*گوييد؟
حميدي: تمام لحظه*هاي آن!
_ چه اتفاقي افتاد كه بازيگر شديد؟
حميدي: علاقه به اين حرفه مرا ترغيب كرد كه ادامه دهم و پيگيري كنم، از طرفي تلاش هم باعث شد تا بتوانم به هدف خود برسم.
_ نقش پدر و مادر؟ آيا به شما انتقاد
مي*كنند؟
حميدي: كم و بيش، اما بيشتر تشويق مي*كنند.
_ تنها منبع درآمد شما بازيگري است؟
حميدي: بله.
_ بهترين ساعات زندگي در نگاه شما چه
زمان*هايي است؟
حميدي: (سينمايي پاسخ مي*دهد(، زماني كه در حال خلق يك نقش بسيار خوب هستم، زماني كه مي*بينم بينندگان از اين نقش رضايت كامل دارند و اين براي من بسيار لذت*بخش است.

- چرا به تازگي براي گفتگو با يک بازيگر خبرنگاران بايد آن قدر به تکاپو بيفتند گويا بازيگران ديگر به جامعه مطبوعاتي اعتماد ندارند چرا بايد اين اتفاق بيفتد?
حميدي : متاسفانه تعدادي از مطبوعات به جامعه بازيگران کم لطف هستند و با تيترهاي جنجالي براي يک بازيگر تبليغات منفي مي کنند . براي خود من بارها پيش آمده که نوشته هايي از جانب خودشان اما از طرف من چاپ کرده اند که اصلا روحم و خبر نداشت و همين امر باعث رنجش من و البته ديگر همکارانم شده است. مصاحبه هايي که اصلا با من صورت نگرفت و جالب اين که از طرف من سوال و جواب به چاپ رساندند. به نظر شما اين امر صورت خوشي دارد. جالب اين که متاسفانه هيچ مرجعي هم براي رسيدگي به اين مسايل و مشکلات وجود ندارد اميدوارم مطبوعات در زمينه تبليغات مثبت براي يک بازيگر عمل کنند و تنها به فروش خود فکر نکنند البته مردم در حال حاضر ديگر کاملا با اين تيترها دروغ است و کدام تيتر از سوي هنرپيشه است.

- کدام فيلم ها در سينماي ايران و جهان شما را تحت تاثير قرار دارد?
حميدي : از بين فيلم هاي ايراني بايد به روسري آبي بچه هاي آسمان زير نور ماه هامون و خيلي از فيلم هاي ديگر اشاره که به مانند فيلم هاي خارجي در حال حاضر حضور ذهن ندارم.

_ در بين کارهايتان سينمايي ها را بيشتر مي پسندند يا تلويزيوني هارا?
حميدي: من بيشتر طرفدار کارهاي پر محتوي و خوب هستم و برايم تفاوتي نمي کند که سينمايي باشد که تلويزيوني ?

_ ميانه تان با ورزش چگونه است ?
حميدي: اگر فرصتي باشد بدم نمي آيد.

_ به فوتبال علاقه داريد?
حميدي: به فوتبال علاقه آنچناني ندام اما در کل براي ورزشکاران بسيار احترام قايلم طرفدار تيم خاصي نيستم طرفدار تيم ملي هستم آن هم تمامي رشته هاي ورزشي.

_ هيچجان انگيز ترين روز براي فوتبال را به ياد داريد?
حميدي: روزي که ايران بحرين را شکست داد به جام جهاني راه پيدا کرد من آن ديدار را از نزديک در ورزشگاه آزادي تماشا مي کردم روز بسيار هيجان انگيزي بود آن پيروزي و راهيابي به جام جهاني بسيار غرور آفرين بود.

_ چه کسي بيشتر در موفقيت کاري شما تاثير گذار بود?
حميدي: پدر در دوران جواني در تئاتر فعاليت و همچنين آواز هم دنبال مي کردند و از صداي بسيار خوبي برخوردارند از او سپاسگذارم که در همه لحظات مشوق من بوده اند من به او افتخار مي کنم .

_ فارغ التحصيل حسابداري اما بازيگر آيا ارتباطي بين دو است?
حميدي: هميشه حساب و کتاب پول هايي که از دستمزد بازيگري ام بايد به من داده شود نداند را دارم اما چه کسي بدهکار و چه کسي بستانکار خدا مي داند.

_ از مردم بگوييد برخورد آنان با شما در کوچه و خيابان چگونه است اگر خاطره اي به ياد داريد براي خوانندگانمان بگوييد>
حميدي: جا دارد از همه مردم عزيز و هنر دوست و بيندگان تشکر کنم چرا که هميشه نسبت به من لطف داشتند در همين جا از همه اين عزيزان که مرا براي ادامه کارهايم تشويق کردند سپاسگذارم .