Asemoone_Abi
 
 
ارسال: چهارشنبه 7 فروردین 1387 ساعت 18:26
 
   
 
بیوگرافی محمدرضا گلزار

قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم سام و نرگس بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای زمانه، بالای شهر، پایین شهر و شام آخر بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.

نام اصلی: محمدرضا

نام خانوادگی اصلی: گلزار

سمت (در بخش های): بازیگران

......................................

تاریخ تولد: 1354

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

......................................

مدرک تحصیلی: لیسانس مکانیک

بیوگرافی

قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم سام و نرگس بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای زمانه، بالای شهر، پایین شهر و شام آخر بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.

محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای بوتیک و چشمان سیاه بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم 13 گربه روی شیروانی آغاز کرد.

شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم بوتیک نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد.



 
     
 

Asemoone_Abi
 
 
ارسال: چهارشنبه 7 فروردین 1387 ساعت 18:28
 
   
 
بيوگرافی هانيه توسلي (هستي)

هانیه توسلی، متولد 1356، همدان؛ وقتی نمایش پدر دوست‌داشتنی با بازی او، در یکی از جشنواره‌های تئاتر، در تبریز روی صحنه رفت، نصرالله قادری که به عنوان داور آنجا حضور داشت، هانیه توسلی را برای بازی در نمایش پدر انتخاب کرد. یک سال پس از آن، در فیلم کوتاه روی جاده نمناک (مهدی کرم‌پور) و سریال غریبه (جواد اردکانی) بازی کرد و سرانجام با شام آخر وارد عرصه حرفه‌ای سینما شد.

او دانش‌آموخته ادبیات نمایشی در دانشگاه آزاد است و علاقه‌مند به عکاسی و نقاشی. در نمایش‌های قرمز و دیگران و گل‌های شمعدانی (محمد یعقوبی) بازی کرد که به خاطر دومی، کاندیدای دریافت جایزه شد. همچنین نمایش باله روی سطرهای بی‌معنی (لیلی عاج) با بازی بداهه او مورد توجه قرا گرفت و 2 سال پیش به خاطر بازی در شب‌های روشن (فرزاد موتمن) در جشن خانه سینما تحسین شد و امسال با یک شب در کن حضور داشت. شام آخر اولین فیلم به نمایش درآمده از هانیه توسلی و محمدرضا گلزار بود، زوجی که پس از آن مسیری متفاوت را پیمودند، گلزار به سینمای تجاری پیوست و توسلی سعی کرد در فیلم‌های جدی‌تری بازی کند. به این ترتیب پس از بازی در 2 فیلم «بدنه‌ای، در شب‌های روشن، در یکی از 2 نقش اصلی جلو دوربین رفت و اجرای موفقی داشت. موفقیت نسبی این فیلم نزد مردم و منتقدان و جایزه‌ای که برد، این بازیگر جوان را خیلی زود چهره کرد. دقت و حوصله او در انتخاب نقش‌هایش به نحوی است که پس از یک تجربه ناکام، دیگر کار تلویزیونی نکرد، گاهی در تئاتر کارش را ادامه بدهد و هراسی از بازی در نقش‌های کوتاه نداشته باشد. تاکنون وی در 9 فیلم بلند بازی کرده که 3 تای آخری هنوز نمایش داده نشده‌اند، فیلم‌هایی که هر کدام می‌توانند چیزهای تازه‌ای درباره‌اش به ما بگویند. یک شب جزو معدود فیلم‌های سینمای ایران است که با حضور بازیگری حرفه‌ای، در عرصه جهانی مطرح می‌شود. کافه ستاره ظاهرا یک فیلم کاملا تجاری است با بازیگران متعدد و سرانجام زمان می‌ایستد، طبق گفته کارگردانش، فیلمی است متکی بر بازیگر، هانیه توسلی تنها بازیگر این فیلم علیرضا امینی است. نکته قابل ذکر در مورد نحوه ورود هانیه توسلی به سینما این است که ورودش همزمان شد با دوران احیای کتایون ریاحی و توجه به نقش اصلی او در شام آخر، بازیگران دیگر را به حاشیه می‌راند، اما توسلی که در یک ملودرام معمولی، نقش مکمل را بر عهده داشت و سپس فیلم کاملا ناموفق اثیری (محمدعلی سجادی) را تجربه کرد، در گام سوم، موقعیت خویش را در حد یک بازیگر محبوب ارتقا داد. این محبوبیت حاصل بازی در فیلمی تجاری نبود و همین مسئله چهره تازه‌ای را برای او به همراه داشت. درست در زمانی که می‌رفت تا در نقش زنان روشنفکر فیلم‌های مختلف کلیشه شود، جلو دوربین سامان مقدم قرار گرفت. فیلم‌ها - 1379: روی جاده نمناک، 1380: شام آخر / پنج عصر (کوتاه) / اثیری / شب‌های روشن، 1381: گاهی به آسمان نگاه کن، 1382: جایی برای زندگی / یک شب، 1383: کافه ستاره (نفستو حبس کن)، 1384: زمان می‌ایستد



 
     
 

Asemoone_Abi
 
 
ارسال: چهارشنبه 7 فروردین 1387 ساعت 18:33
 
   
 
بيوگرافي پوريا پورسرخ

متولد ساعت 4 صبح روز چهارم تيرماه 1356 است.او در محله جردن تهران متولد شده و بزرگ شده همانجاست و فرزند اول خانواده است.دو خواهر و يک برادر کوچکتر از خود دارد که هر سه نفر انها دانشجو هستند.مادرش معلم زبان است و پدرش بازنشسته شرکت نفت مي باشد.مجرد است و به اين زوديها هم قصد ازدواج ندارد.بسيار به کانون گرم خانواده اش مي بالد و به خوبي از خانواده اش ياد مي کند.در خانواده پورسرخ همه داراي تحصيلات عاليه هستند.خواهرها و برادر پورسرخ مثل خوداو مجرد هستند.


دوران کودکي

پوريا در کودکي بسيار شروشيطان بوده. البته با همه اين تفاسير درسهايش عالي بوده.از بس که درسهايش خوب بود به سادگي وارد دانشگاه شد. او بر خلاف عقيده والدينش رشته تحصيلي اش را خودش انتخاب کرد.علاقه زياد او نسبت به رشته تحصيلي اش انقدر بود که بعد از گذراندن چند ترم وارد بازار کار شد. حتي بعد ازاخذ مدرک کارشناسي ارشد مدتي را براي کار به خارج از کشور رفت و همزمان به تحصيل هم ادامه داد. از انجا که پدرش در شرکت نفت بوده دوران دبستان را در شهرهاي مختلف به خصوص شهرهاي جنوبي بوده است. در دوران راهنمايي در مدرسه شهيد باهنر تهران و دوران دبيرستان را در مدرسه رازي گذرانده است.دوران ليسانسش را در رشته اصلاح نباتات دانشگاه شيراز که در اخرين سال تحصيلي رتبه سوم را به دست اورده است. دوران فوق ليسانس را در تهران و رشته فيزيولوژي گياهي گذراند که باز هم با رتبه سوم,فارغ التحصيل شد.


کيس مناسب براي ازدواج

پورسرخ به تازگي در حال واردشدن به دهه سوم زندگي خود است. او هنوز هم مجرد است و به همراه خانواده اش و برادر و خواهرهايش در جردن زندگي مي کند.هنوزبراي ازدواج تصميمي نگرفته، علت اصلي اين تصميم را هم شرايط فعلي مدشده در بين جوانان اعلام مي کند. به نظر او در دوره اي که مد شده اتومبيل شما چيست؟منزلتان کجاست؟کجا مسافرت مي رويد و اين سوالها بين دختر و پسرها مد شده ادم به اسودگي نمي تواند کيس مناسب خود را پيدا کند.پوريا مي گويد:به محض اين که کيس مناسبم را پيدا کنم و از همه جهات ببينم که با هم هماهنگي و تفاهم داريم مطمين باشيد که معطل نخواهم کرد.به نظر او که در محله جردن تهران مي نشيند اصلا مرزبندي های شمال شهرو پایین شهر بی معنی است.


پشتکار در کار

او قبل از ان که در سریال وفا بازی کند,همزمان با ورودش به مقطع دکترا پیشنهاد بازی در سریال تلویزیونی فرار بزرگ را پذیرفت و با این کار وارد حرفه بازیگری شد.پوریا به خاطر این که هم درس می خواند و هم کارش را که به رشته تحصیلی اش مربوط بوده را انجام می داد و ازسوی دیگر وارد عرصه بازیگری شده بود شبانه روز وقت گذاشت تا بتواند به خوبی از عهده کارهایش براید.به قول خودش حتی در 24 ساعت وقت کم می اورد اما پشتکارش واقعا عالی و مثال زدنی بود.


شانس بزرگ زندگی

در اواخر سال1384 پیشنهاد بازی در سریال((وفا)) را به سفارش اقای لطیفی پذیرفت.شخصیت ژوبین پناهی انقدر برای او جذاب بود که نتواند نه بگوید.به نظر پوریا سپردن نقش ژوبین به او یکی از شانس های بزرگ زندگی اش بود.به خاطر بازی در سریال وفا چندین ماه درگیر این پروژه بود.حتی دو ماه را در لبنان سپری کرد.با پخش سریال وفا زندگی او وارد مرحله تازه ای شد.خیلی زود عکسها و پوسترهای او در همه جا پخش شد.اسم او یک شبه بر سر زبانها افتاد و به اوج رسید.البته این اتفاق فرخنده باعث شد تمام فعالیت های قبل از عیدش مثل تحصیل و کارش مختل شود.البته باید گفت هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد.


فقط مهندسی کشاورزی

پوریا شاگرد بسیار درسخوان و زرنگی بوده در سال 1374 یک بار در کنکور تجربی شرکت کرده و قبول شد اما حرف و حدیث ها تازه شروع شد.با این که پوریا فوق العاده درسخوان بوده خیلی ها شرکت در کنکور تجربی او را به خاطر ضعف در درس های ریاضی و فیزیک می دانستند.پوریا به اصرار خانواده و به خاطر ثابت کردن ادعاهای دروغ اطرافیان در کنکور ریاضی هم شرکت کرد و در رشته مهندسی عمران هم قبول شد.پوریا حتی در کنکور پزشکی دوبار شرکت کرد و برای اثبات شایستگی هایش با امتیاز بالاتر از رشته تحصیلی اش قبول شد.با وجود مخالفت خانواده با رشته تحصیلی اش توانست انها را مجاب کند که با ادامه رشته تحصیلی مورد علاقه اش موافقت کنند.پدر و مادر پوریا به شدت مخالف ادامه تحصیل او در رشته مهندسی کشاورزی بودند.


بی انضباط ترین

با وجود درسخوان بودن پوریا به هیچ عنوان بچه ارام و سربه زیری نبوده تا انجا که عالم و ادم را از دست خود عاصی کرده بود اما درسخوان بودن او مانع از برخورد اولیای مدرسه با او می شد.به جز جغرافیا انضباط همه درسهایش در حد عالی بود.پوریا در تمام دوران تحصیلش از جغرافیا گریزان بود به حدی که یک بار مجبور شد با تک ماده قبول شود.با وجود ان که همیشه در درسهایی مثل فیزیک و ریاضی و شیمی و مثلثات و هندسه 20 می گرفت در دوران دبیرستان رشته تجربی را انتخاب کرد.او در تمام دوران تحصیلی اش از شاگردان ممتاز به شمار می رفت و کمترین نمره های کارنامه اش همان نمره های انضباط بوده که با ارفاق اولیا مدرسه و به خاطر کم نشدن معدلش 17 و 18 می شده است.


تلاش شبانه روزی

با وجود همزمانی تحصیل و کار و بازیگری پوریا هرگز شانه خالی نکرد.حتی به خاطر ادامه تحصیل دو سال را خارج از کشور و با شرایط مدرن امروزی گذراند.در سال 1382 به تهران بازگشت با وجود کار و تحصیل و موفقیت در مقطع کارشناسی ارشد و پرداختن به شغل بازیگری و فشار کار و تحصیل مردانه ایستاد وبا پشتکار شخصی اش زیر فشار درس و هنر مقاومت کرد و توانست از عهده همه موارد به خوبی براید.او هیچ وقت حاضر نشد یکی از کار و هنر و تحصیل را کنار بگذارد و به خاطر موفقیت در همه موارد شبانه روز وقت گذاشت.


قطار شایعه

با وجود این که زمان زیادی از مطرح شدن پورسرخ در جامعه هنری نمی گذرد شایعات فراوانی از سوی افراد و نشریات مختلف به دنبال اوراه افتاده است.او همواره با خونسردی و متانت خاصی با این شایعات برخورد کرد و توانست دهان همه منتقدان و شایعه سازان را ببندد.پورسرخ معتقد است که به دنبال هر کسی که کمی به چشم می اید و مطرح می شود شایعه هست و خواهد بود خواه و ناخواه مردم به این شایعات دامن می زنند.این موضوع هم به نحوه برخورد کسی که شایعه در مورد او ساخته شده بر می گردد,البته من کاری با حواشی ندارم اما هر وقت به مطلب یا تیتری برمیخورم که خیلی غلو کرده حتما با ان نشریه تماس می گیرم و با سردبیرش صحبت می کنم. اما باور کنید اصلا اهل شکایت نیستم مطمئنا اکثر نشریات این شایعات را برای فروش بیشتر تیتر یک می کنند.


خداحافظی سینما

از دید او سینما و تلویزیون واقعا بی رحم است.خیلی ها مدتی جزو سوپراستارهای سینما بوده اند و بار سینما را به دوش کشیده اند اما حالا با بی مهری مواجه شدند و خدا می داند اخروعاقبت من چه خواهد شد اما من هرلحظه خودم را برای خداحافظی با سینما و تلویزیون اماده کرده ام و همیشه و هرلحظه که بخواهم می توانم این کار را بکنم.من به این حرفه به عنوان یک شغل درامد زا نگاه نمی کنم و دلبستگی ام به خاطر علاقه به هنر است نه چیز دیگر.اما به هر حال من برای بهتر شدن کارم در هر زمان تلاش لازم را انجام می دهم.


دوستان صمیمی

از دوستان صمیمی اش که نقش به سزایی در زندگی اش ایفا کرده غلامحسین لطیفی است که در سریال فرار بزرگ و به پیشنهاد او ایفاگر نقش فرهاد بود که این اشنایی در سریالهای وفا و صاحبدلان انجامید.این دوستی انقدر پیش رفته که حتی در رابطه با مسائل خصوصی زندگی اش پیش از خانواده اش با اقای لطیفی مشورت می کند.



 
     
 

Geryoooon
 
 
ارسال: پنجشنبه 8 فروردین 1387 ساعت 10:50
 
   
 
نام: پرویز پرستویی

تاریخ تولد: 1334 (همدان)
مدرك تحصیلی: دیپلم طبیعی
دارای مدرك درجه سه هنری (معادل لیسانس) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
فعالیت هنری را از سال 1348 با اجرای نمایش در مراكز رفاه، كاخ جوانان و كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان آغاز كرد.
در سال 1353 برای بازی در نمایش « دكه » و یك سال بعد برای بازی در نمایش « تسلیم شدگان » جایزه كاخ جوانان را گرفت.

برای نخستین فیلمش « دیار عاشقان » دیپلم افتخار بازیگر نقش دوم را در دومین جشنواره فجر گرفت.
او همچنین برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم « لیلی با من است » و برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در شانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «   آژانس شیشه ای » شد.
بازی زیبای او در فیلم « مومیایی 3 » تحسین همگان را در هجدهمین جشنواره فیلم فجر برانگیخت.

سال 1380 سال خوبی برای او نبود. فیلم « آب و آتش » با بازی نه چندان دلچسب و انتخاب نامناسب او و فیلم تكه پاره شده « موج مرده » با تكرار نقش حاج كاظم « آژانس شیشه ای » چهره موفقی از پرویز پرستویی به جا نگذاشت.

پرویز پرستویی در سال 1381 فیلم نچندان موفق « عزیزم من كوك نیستم » را با بازی خوبش بر پرده سینماها داشت كه در همان سال یكی از دو جایزه بهترین بازیگر مرد را از « جشن ماهنامه دنیای تصویر » دریافت كرد.

پرویز پرستویی در سال 1382 بار دیگر چشمها را به سوی خود خیره كرد. بازی معركه و ماندگار او در نقش « رضا مارمولك » در فیلم « مارمولك » (كمال تبریزی) سیمرغ بلورین ویژه هیئت داوران جشنواره بیست و دوم فیلم فجر (بهمن 1382) و تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد هشتمین جشن خانه سینما (شهریور 1383) را برای او به ارمغان آورد.



بخشی از فیلمشناسی
فیلمهای سینمایی:
- دیار عاشقان (حسن كاربخش، 1362)
- پیشتازان فتح (1362)
- سازمان 4 (1366)
- شكار (مجید جوانمرد، 1366)
- حكایت آن مرد خوشبخت (رضا حیدرنژاد، 1369)
- مار (مجید جوانمرد، 1370)
- آدم برفی (داود میرباقری، 1373)
- لیلی با من است (كمال تبریزی، 1374)
- مهرمادری (كمال تبریزی، 1376)
- روانی (داریوش فرهنگ، 1376)
- آژانس شیشه ای (ابراهیم حاتمی كیا، 1376)
- مرد عوضی (محمدرضا هنرمند، 1377)
- روبان قرمز (ابراهیم حاتمی كیا، 1377)
- شوخی (همایون اسعدیان، 1378)
- عشق شیشه ای (رضا حیدرنژاد، 1378)
- مومیایی 3 (محمدرضا هنرمند، 1378)
- موج مرده (ابراهیم حاتمی كیا، 79-1378)
- آب و آتش (فریدون جیرانی، 79-1378)
- عزیزم من كوك نیستم (محمدرضا هنرمند، 1380)
- دیوانه ای از قفس پرید (احمدرضا معتمدی، 1381)
- دوئل (احمدرضا درویش، 1381)
- بانوی من (یدالله صمدی، 1381)
- دوئل (احمدرضا درویش، 1381)
- مارمولك (كمال تبریزی، 1382)
- بید مجنون (مجید مجیدی، 1383)
- به نام پدر (ابراهیم حاتمی كیا، 1384)


 
     
 

Geryoooon
 
 
ارسال: پنجشنبه 8 فروردین 1387 ساعت 11:01
 
   
 
بیوگرافی بهرام رادان

نام : بهرام رادان
تاریخ تولد: 8 اردیبهشت 1358

هنرپیشه -او را به جرات می توان یک استعداد تمام عیارو یک حادثه کم سابقه سینمای ایران دانست. اگر چه حضور اولش تنها به یک چهره و چشم آبی و زیبا محدود می شد ، اما رادان ثابت کرد که می تواند در حد و اندازه های یک ستاره بدرخشد . انتخابهای بعدی رادان در عمده موارد ، آگاهانه او را به مسیری درست هدایت کرد که امروز می تواند با افتخار آن تندیس زرشک زرین را برای شور عشق نادیده بگیرید. بهرام متولد 1358 و کارشناس مدیریت بازرگانی است ، او در سال 78 در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت و همان سال برای بازی در شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد . داستان عاشقانه فیلم و چهره جذاب دو جوان اول کار یعنی رادان و ومهناز افشار فروش فیلم به زیبایی شکوفا شد و او امروز خود را به نمایش بگذارد. استعدادهای درونی رادان در هر فیلم در هر فیلم به زیبایی شکوفا شد و امروز ستاره ای است که مورد توجه هر کارگردانی قرار گرفته و تقریبا هر نقشی را در کارنامه اش بازی کرده. حضور بعدی او درآبی به کارگردانی حمید لبخنده باز می گردد که سال 79 ساخته شد و او در کنار سوپر استاری چون هدیه تهرانی به زور آزمایی می پرداخت. ساقی را در کنار یکتا ناصر بازی کرد که همان سال ساخته شد . اما چندان کار قابل توجهی نبود . سال 80 آواز قو از او به اکران در آمد که نقش مقابلش بر عهده ساره آرین بود. این فیلم ساخته سعید اسدی با فروش بسیار بالایی روبرو می شود و بازی رادان مورد توجه هئات داوران قرار می گیرد و او را کاندیدا دریافت جایزه نقش اول می کنند . از اینجا به بعد رادان می شود ستاره اول سینمای ایران که بالا طرفداران بیشماری مواجه بود. همان سال در تجربه فیلم کوتاه ابراهیم شیبانی با نام طلوع تاریک بازی می کند و اینگونه سال 80 را با موفقیت به پایان می رساند. محبوبیت رادان کارگردانان را متوجه او می سازد و همه به سویش هجوم می آورند.

سال 81 ،داریوش فرهنگ از او در رز زرد استفاده می کند که یک درام ترسناک نوجوان پسند بود. فیلم برداشتی ضعیف از اثر هالیوودی می دانم تابستان گذشته چه کردی ؟ که با استقبال مناسبی روبرو می شود. سپس در عطش ساخته محمد حسین فرح بخش بازی کرد که اثر چندان حرفه ای به شمار نمی رفت.بهروز افخمی در برگردان سینمایی یک اثر دشوار ادبی او را مورد ارزیابی قرار داده و این گونه فیلم عجیب گاو خونی ساخته می شود که رویکرد رادان به سینمای متفاوت و به دور از جنجال و جنبه های تجاری محسوب می شد.بازی در این نقش متفاوت به شدت مورد تحسین واقع می شود و رادان ثابت می کند که می تواند به عنوان بازیگر آثار هنری هم محسوب شود. سال 82 در سه کار درخشان به تم های بسیار متفاوت به عنوان بازی می کند که نشان از دقت انتخاب کارکترهای متفاوت داشت. ابتدا در ساخته درخشان بنی اعتماد با نام ننه گیلانه بازی می کند که از جمله بازی های اثر گذار و زیبای او به شمار می رود . او در این فیلم به نقش پسر فاطمه معتمد آریا که در بازگشت از جنگ دچار معلولیت جسمی شده و نامزدش تن به ازدواج ناخواسته داده است.رادان با نقش آفرینی خود در این قالب دشوار همه را انگشت به دهان می کند اما هیات داوران جشنواره بیست و سوم حضور او را نادیده می گیرند. سپس در اثر پر فروش شمعی در باد در کنار شهاب حسینی و حسام نواب صفوی به بازگویی مشکلات روز جوانان و مساله اعتیاد به قرص های توهم زا می پردازند . این دومین کار رادان با یک کارگردان خانم (پوران درخشنده )بود. سپس به تیم سربازهای جمعه مسعود کمیایی می پیوندد و در واقع به جای گلزار که از بازی در فیلم کنار کشید می آید، او در رستگاری در هشت و بیست دقیقه به کارگردانی الوند در سال 83 نقشی به شدت متفاوت را تجربه می کند و باز در کنار شهاب حسینی قرار می گیرد . ازدواج صورتی در نوروز 84 اکران می شود ،اما رویکردی منجر به شکست برای رادان در عرصه کمدی محسوب می شود. او بازی در ساخته آخر کمیایی با عنوان حکم را به پایان رسانده. مشغول بازی در تقاطع می باشد. بهرام رادان به خاطر بازی در شمعی در باد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را تصاحب کرد.

در مورد او:
ا برادر به نام شهرام و یک خواهر به نام الهام و یک خواهر ناتنی به نام ژیلا دارد .
و حیوان خانگی او یک سگ است


فیلم شناسی :
1378 - شورعشق (نادر مقدس)
1379 - آبی (حمید لبخنده)
          ساقی (محمدرضا اعلامی)
1380 - آواز قو (سعید اسدی) { کاندید بهترین بازیگر نقش اول مرد در جشن خانه سینما و جشن دنیای تصویر و برنده جایزه بهترین بازیگر مرد در جشنواره خانوادگی. }
           طلوع تاريك (فيلم كوتاه، ابراهيم شيباني، )
1381 - رز زرد (داریوش فرهنگ)
          عطش (حسین فرحبخش)
          گاوخونی (بهروز افخمی)
1382 - شمعی در باد (پوران درخشنده) (( سیمرغ بلورین بهترین بازیگر ))
          افسانه شهر جنگی {اپیزود ننه گیلانه} (رخشان بنی اعتماد)
           ننه گيلانه (رخشان بني اعتماد، )
           سربازهاي جمعه (مسعود كيميايي،)
۱۳۸۳
          رستگاري در هشت و بيست دقيقه (سيروس الوند،)
          ازدواج صورتي (منوچهر مصيري، )
          گيلانه (رخشان بني اعتماد، محسن عبدالوهاب، )
          حكم (مسعود كيميايي، )
۱۳۸۴
          تقاطع (ابوالحسن داودي،)




 
     
 

Geryoooon
 
 
ارسال: پنجشنبه 8 فروردین 1387 ساعت 11:09
 
   
 
علی حاتمی

نام اصلي: عباس علی
نام خانوادگي اصلي: حاتمی
سمت (در بخش هاي): تهیه و تولید،صحنه و لباس،فیلمنامه،کارگردانی،
تاريخ تولد: 1323
تاريخ وفات: 1375
محل تولد: تهران
مليت: ایران
مدرك تحصيلي: فارغ التحصیل کارگردانی سینما

روابط خانوادگي با ديگر هنرمندان
>> لیلا حاتمی (دختر)
>> زهرا حاتمی (زن)
>> علی مصفا (داماد)

بيوگرافي
فارغ التحصیل کارگردانی سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک.
همسر زری خوشکام (زهرا حاتمی) (بازیگر).
پدر لیلا حاتمی (بازیگر).
شروع فعالیت نویسندگی با نوشتن نمایشنامه و فیلم نامه برای فیلم های کوتاه در سال ١٣٤٤.
فعالیت در تلویزیون ملی ایران در سال ١٣٤٥.
سازنده فیلم های تبلیغاتی.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم "حسن کچل" به عنوان نویسنده و کارگردان در سال ١٣٤٩.

با نویسندگی فیلمنامه های کوتاه تلویزیونی فعالیت خود را ‎آغاز کرد. اولین فیلم او ("حسن کچل")، اولین فیلم موزیکال سینمای ایران نامیده شد.
مجموعه تلویزیونی ماندگار "هزاردستان" باعث ساخته شدن شهرک سینمایی توسط علی حاتمی شد.
علی حاتمی در حالیکه با بیماری دست و پنجه نرم می کرد فیلم "جهان پهلوان تختی" را کلید زد. اما اجل مهلت نداد و این فیلم همچنان نیمه کاره مانده است. خیلیها عقیده دارند که هیچکس جز علی حاتمی نمی توانست این فیلم را تمام کند.
بهروز افخمی یک سال پس از درگذشت علی حاتمی با فیلمنامه ای کاملا متفاوت "جهان پهلوان تختی" خودش را ساخت که فیلم قابل قبول و تحسین برانگیزی از آب درآمد.


بخشي از فيلم شناسي:
1377 کمیته مجازات ( علی حاتمی ) [کارگردان-فیلمنامه نویس-طراح صحنه و لباس]
1370 دلشدگان ( علی حاتمی ) [کارگردان-فیلمنامه نویس-طراح صحنه و لباس-تهیه کننده]
1368 مادر ( علی حاتمی ) [کارگردان-فیلمنامه نویس-طراح صحنه و لباس]
1366 جعفرخان از فرنگ برگشته ( علی حاتمی محمد متوسلانی ) [کارگردان-طراح صحنه و لباس]
1366 طهران روزگار نو ( علی حاتمی ) [کارگردان-فیلمنامه نویس-طراح صحنه و لباس]
1362 کمال ‌الملک ( علی حاتمی ) [کارگردان-فیلمنامه نویس-طراح صحنه و لباس]
1361 حاجی واشنگتن ( علی حاتمی ) [کارگردان-فیلمنامه نویس-تهیه کننده-مجری طرح]
1356 سوته دلان ( علی حاتمی ) [کارگردان-فیلمنامه نویس-طراح صحنه و لباس]
1351 خواستگار ( علی حاتمی ) [کارگردان-فیلمنامه نویس]
1351 ستارخان ( علی حاتمی ) [کارگردان-فیلمنامه نویس]
1351 قلندر ( علی حاتمی ) [کارگردان-فیلمنامه نویس]
1350 بابا شمل ( علی حاتمی ) [کارگردان-فیلمنامه نویس]
1349 طوقی ( علی حاتمی ) [کارگردان-فیلمنامه نویس]
1349 حسن کچل ( علی حاتمی ) [کارگردان-فیلمنامه نویس-ترانه سرا]

جوايز و انتخابها

هفتمین فیلم سال (دلشدگان)
دوره 7 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1371 ]
کاندید سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس (دلشدگان)
دوره 10 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1370 ]
هفتمین فیلم سال (مادر)
دوره 5 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1369 ]
دهمین فیلم سال (کمیته مجازات)
دوره 14 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1378 ]
دومین طراحی صحنه و لباس سال (کمیته مجازات)
منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1378 ]
ششمین فیلم سال (حاجی واشنگتن)
دوره 13 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1377 ]
برنده مجسمه سپاس بهترین فیلم دوم سال (بابا شمل)
دوره 4 جشنواره سپاس (مسابقه) - سال 1351 ]




 
     
 

Bita
 
 
ارسال: جمعه 16 فروردین 1387 ساعت 13:51
 
   
 
حامد کمیلی
حامد کمیلی متولد ۱۴ تیر ماه سال ۱۳۶۱ در اصفهان .
دارای مدرک کارشناسس مدیریت بازرگانی و کاردانی کامپیوتر .
دارای ۱۰ سال فعالیت تئاتر در پروندهی هنری خودش .
فصل مورد علاقه : پاییز
چون به گفته ی خودش در پاییز غمی وجود دارد که در عین شادی نهفته هم دارد .
دارای شش سال سابق آشنایی با ساز پیانو .
کارهای مورد علاقه در اوقات فراغت : خواندن فیلنامه / تماشای فیلم / نوازندگی پیانو و همراهی با خانواده .

دارای ۲ برادر ۲ قلو به نام های احسان و ایمان که هر دو تازه وارد دانشگاه شدند .

احسان عمران و ایمان معماری می خواند .

وضعیت تاهل : مجرد ...

حامد کمیلی کارشناس مدیریت بازرگانی است .اهل اصفهان است . کارش را با تئاتر در اصفهان شروع کرده و بعد در تهران ادامه داده و در این رشته از شاگردان فریدون خسروی و گلاب آدینه بوده است.جایزه ی بهترین بازیگران تئاتر فجر را برده است.دو کار ملک دل به کارگردانی سعید سعدی و حرف ربط فریدون خسروی را آماده ی کار دارداو اهل مطالعه است وبه آینده اش امیدوار . اطرافیانش از او به عنوان انسانی پاک ساده و صمیمی یاد می کنند . در زمینه ی روانشناسی مطالعات زیادی دارد. پیانو وتار می نوازد . بسکتبال هم بازی می کند. از خواننده ها به شهرام ناظری علاقه مند است. از بازیگران خارجی آل پاچینو شون پن و از بازیگران ایرانی علی نصیریان و پرویز پرستویی و رضا کیانیان را دوست دارد . او می گوید: برای انتخاب نقش اولین چیزی که برایم مهم است ارتباط اولیه خودم با نقش است. ولی نقش هایی که خیلی خاص باشند و بتوان به شکلی ویژه به آنها نگاه کرد و نقشهایی که حرفی برای گفتن داشته باشند برایم خیلی باارزشند. دوست دارم در هر نقشی که ایفا می کنم همیشه حرفی برای گفتن داشته باشم.




ویرایش توسط Geryoooon - جمعه 16 فروردین 1387 ساعت 17:40


 
     
 

Bita
 
 
ارسال: جمعه 16 فروردین 1387 ساعت 13:53
 
   
 
شیلا خداداد
شیلا خداداد در چهاردهم آبان ماه سال 1359 دریک خانواده کوچک و در شهر تهران به دنیا آمد.

او دوران تحصیل خود را با موفقیت سپری کرد و در سال 75 وارد دبیرستان شد . در دبیرستان در رشته ریاضی فیزیک به تحصیل پرداخت و در سال 78 با معدل 17 فارق التحصیل شد و به دانشگاه راه یافت . در دانشگاه رشته مهندسی فیزیک را برگزید و در این رشته شروع به تحصیل کرد.



شیلا خداداد به طور کاملا اتفاقی توسط مسعود کیمیایی وارد عرصه سینما شد و در کنار بزرگان این رشته شروع به کار کرد.او تاکنون در فیمهای« اعتراض ، آبی ، عیسی می آید ، قلبهای ناآرام » و مجموعه تلویزیونی « مسافری از هند » ایفای نقش نموده . وی همچنین در رشته موسیقی نیز فعالیت دارد و در چند گروه موسیقی مشغول به کار است. ورزش مورد علاقه او فوتبال و والیبال ، وتیم مورد علاقه اش استقلال است




ویرایش توسط Geryoooon - جمعه 16 فروردین 1387 ساعت 17:51


 
     
 

Geryoooon
 
 
ارسال: یکشنبه 18 فروردین 1387 ساعت 11:36
 
   
 
اکبر عبدی

اكبر عبدي آقاباقر در سال ۱۳۳۷ متولد شد .پس از دريافت مدرك ديپلم از سال 1358 با نمايش‌هاي آماتوري فعاليت هنري‌اش را آغاز كرد و سپس در سال 1362 به تلويزيون رفت و در مجموعه «محله بروبيا» (داريوش مؤدبيان، 1363) و «بازم مدرسه‌ام دير شد» (1365) خود را به عنوان بازيگري مستعد خلاق شناساند. او با «جنجال بزرگ» (1363) خود را به عنوان بازيگر نقش‌هاي كميك شناساند. جنجال بزرگ شش سال پس از توليد به نمايش عمومي درآمد و عبدي در آن فاصله در فيلم‌هاي «مردي كه موش شد» (احمد بخشي، 1364)، «اجاره‌نشين‌ها» (داريوش مهرجويي، 1365)، «گراند سينما» (حسن هدايت، 1376) و «اي ايران» (ناصر تقوايي، 1368) بازي كرد، كه نقش او در همه اين فيلم‌ها كمدي بود. عبدي در «اجاره‌نشين‌ها»، «اي ايران»، «مادر» (علي حاتمي، 1368)، «دلشدگان» (علي حاتمي، 1370) و «هنرپيشه» (محسن مخملباف، 1371) قابليت‌هاي خود در ايفاي نقش‌هاي متنوع كمدي اثبات كرد. تنوع نقش‌هاي او در اين فيلم‌ها نشان از بازيگري دارد كه اگر به درستي هدايت شود نام ماندگاري از خود در تاريخ بازيگري سينماي ايران باقي مي‌گذارد؛ بازيگري كه آن قدر استعداد و توانايي دارد كه، به رغم فيزيك و توالي نقش‌هاي ثابت، كمتر به تكرار خود بپردازد. همين قابليت موجب شد كه عبدي در «سفر جادويي» (ابوالحسن داودي، 1369) هم نقش كودكي خود را ايفا كند و هم نقش ميانسالي‌اش را، يا در «آدم برفي» (داود ميرباقري، 1373) در دو نقش مردانه و زنانه توانايي‌هايش را نشان بدهد. به رغم اين‌ها، اكبر عبدي نخواست يا فرصتي به دست نياورد تا با به مرور و ارزيابي انتقادي كارنامه بازيگري خود بپردازد. خود او هيچ گاه تن به گفت و گوي مطبوعاتي نداد. تا احياناً انتقادهاي دوست دارانش را بشنود يا شكوه و شكايت‌هاي خود را از اوضاع جاري سينما واگويد. بازي در فيلم‌هاي «سيرك بزرگ» (اكبر خواجويي، 1370)، «آرزوي بزرگ» (خسرو شجاعي، 1373)، «مرد آفتابي» (همايون اسعديان، 1374)، «آقاي شانس» (رحمان رضايي، 1375)، «بدل كاران» (مهدي صباغ‌زاده 1376)، «عشق گمشده» (سعيد اسدي، 1376) و «تارزن و تارزان» (علي عبدالعلي زاده، 1380) شماري از فيلم‌هايي هستند كه اعتبار اكبر عبدي را مخدوش كردند. با وجود اين عبدي نتوانست در پاره‌اي صحنه‌هاي همين فيلم‌ها، كماكان استعداد و خلاقيت‌هاي خود را بروز دهد.

فیلم شناسی:
۱ - تسويه حساب (۱۳۸۶)
۲ - چشمك (۱۳۸۶)
۳ - در شب عروسي (۱۳۸۶)
۴ - دل شكسته (۱۳۸۶)
۵ - كلاغ پر (۱۳۸۶)
۶ - مظفرنامه (۱۳۸۶)
۷ - اخراجيها (۱۳۸۵)
۸ - قاعده بازي (۱۳۸۵)
۹ - گوشواره (۱۳۸۵)
۱۰ - هدف اصلي (۱۳۸۵)
۱۱ - كفش هاي جيرجيرك دار (۱۳۸۱)
۱۲ - تارزن و تارزان (۱۳۸۰)
۱۳ - نان و عشق و موتور 1000 (۱۳۸۰)
۱۴ - علي و دني (۱۳۷۹)
۱۵ - دارا و ندار (۱۳۷۸)
۱۶ - جنگجوي پيروز (۱۳۷۷)
۱۷ - چشم عقاب (۱۳۷۷)
۱۸ - بدلكاران (۱۳۷۶)
۱۹ - پنجه در خاك (۱۳۷۶)
۲۰ - شب روباه (۱۳۷۵)
۲۱ - عشق گمشده (۱۳۷۵)
۲۲ - پاكباخته (۱۳۷۴)
۲۳ - مرد آفتابي (۱۳۷۴)
۲۴ - يك داستان واقعي (۱۳۷۴)
۲۵ - آدم برفي (۱۳۷۳)
۲۶ - آرزوي بزرگ (۱۳۷۳)
۲۷ - آقاي شانس (۱۳۷۳)
۲۸ - تحفه هند (۱۳۷۳)
۲۹ - روياي نيمه شب تابستان (۱۳۷۳)
۳۰ - سفر بخير (۱۳۷۳)
۳۱ - روز فرشته (۱۳۷۲)
۳۲ - هنرپيشه (۱۳۷۱)
۳۳ - دلشدگان (۱۳۷۰)
۳۴ - سيرك بزرگ (۱۳۷۰)
۳۵ - مدرسه پيرمردها (۱۳۷۰)
۳۶ - ناصرالدين شاه آكتور سينما (۱۳۷۰)
۳۷ - در آرزوي ازدواج (۱۳۶۹)
۳۸ - سفر جادويي (۱۳۶۹)
۳۹ - اي ايران (۱۳۶۸)
۴۰ - دزد عروسك ها (۱۳۶۸)
۴۱ - ريحانه (۱۳۶۸)
۴۲ - مادر (۱۳۶۸)
۴۳ - گراند سينما (۱۳۶۷)
۴۴ - غريبه (۱۳۶۶)
۴۵ - اجاره نشين ها (۱۳۶۵)
۴۶ - مأموريت (۱۳۶۵)
۴۷ - مردي كه موش شد (۱۳۶۴)
۴۸ - جنجال بزرگ (۱۳۶۳)








 
     
 

Geryoooon
 
 
ارسال: یکشنبه 18 فروردین 1387 ساعت 11:39