انجمن های گفتگو » عمومي » ازدواج و عشق و عاشقی - ضرب المثل هایی در رابطه با ازدواج
sharareh
 
 
ارسال: دوشنبه 7 اردیبشهت 1388 ساعت 23:52
 
   
 
مردای بد جنس و سرخور ، این همه زحمت بکش آخرش...


 
     
 

Mohammad
 
 
ارسال: دوشنبه 11 خرداد 1388 ساعت 11:49
 
   
 
سه نفر می میرن اولی میفرستن بهشت دومی رو میفرستن جهنم سومی رو میفرستن طویله میپرسند چرا؟ جواب میاد: اولی متاهل بوده دنیا براش جهنم بوده دومی مجرد بوده دنیا براش بهشت بوده سومی متاهل بوده زنش مرده مرتیکه الاغ رفته دوباره زن گرفته
---------------

یه بار یه خیارو خیارشور باهم میرفتند یه نفر از خیاره میپرسه این کیه باها ت میگه خواهرمه ترشیده
---------------

ترکه داشته زنش رو به زور میکرده تو یخچال، ازش میپرسن داری چی کار میکنی؟ میگه: میخوام فاسد نشه
--------------


 
     
 

Mohammad
 
 
ارسال: چهارشنبه 10 تیر 1388 ساعت 08:46
 
   
 
انگلیسی:
وقتی زن خوب در خانه باشد، خوشی از در و دیوار می ریزد.

استونی:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقیر زن بگیر.
انتخاب زن و هندوانه مشکل است.

آلمانی:
کاری را که شیطان از عهده بر نیاید زن انجام میدهد.
وقتی زنی میمیرد یک فتنه از دنیا کم میشود.
کسی که زن ثروتمند بگیرد آزادی خود را فروخته است.
آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.

یونانی:
شرهای سه گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن..

گرجیها:
اسلحه زن اشک اوست.

ایتالیایی:
زناشویی را ستایش کن اما زن نگیر.
زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن.


 
     
 

NoMaD
 
 
ارسال: جمعه 12 تیر 1388 ساعت 12:41
 
   
 
وقتی مردی از ازدواج میترسد بخاطر این نیست که از دل بستن به یه زن میترسد بلکه دل کندن از بقیه زنها اونو میترسونه!!!


 
     
 

Mohammad
 
 
ارسال: شنبه 7 فروردین 1389 ساعت 11:28
 
   
 
خانم: اگه من بمیرم چیکار می کنی؟ دوباره ازدواج می کنی؟

مرد: معلومه که نه!

زن: چرا؟ مگه دوست نداری متاهل باشی؟

مرد: البته که دوست دارم.

زن: خب پس چرا دوباره ازدواج نمی کنی؟

مرد: باشه. باشه. دوباره ازدواج می کنم.

زن: واقعاً؟

مرد: .....؟



زن: توی همین خونه زندگی میگنید؟

مرد: حتماً. خیلی خونه ی خوبیه.

زن: میزاری ماشین منو برونه؟

مرد: احتمالاً. چون تازه س.

زن: عکسای اونو می زاری جای عکسای من؟

مرد: فکر کنم بهترین کار همین باشه.

زن: جواهرات منم بهش میدی؟

مرد: نه. اون حتماً یه سرویس جدید می خواد.

زن: کفشام. اونارم میپوشه؟

مرد: نه. سایزش با تو یکی نیست.

زن: ......(سکوت میکند)...؟

مرد: واااااای. چه سوتی دادم


 
     
 

nimaa
 
 
ارسال: شنبه 7 فروردین 1389 ساعت 17:59
 
   
 
ههههييييييييييييييييييييييييييييييييييييي...................ازدواج...........زن.......فكرشم بكن...............


 
     
 

ATOUSA
 
 
ارسال: یکشنبه 8 فروردین 1389 ساعت 15:18
 
   
 
مردان در صید عشق به وسعته نا متناهی نامردند...تا وقتی مطمئن به تسخیر قلبی نشدند عشق را گدایی میکنند،اما همین که مطمئن شدند،مردانگی را در کمال نامردی به جا می آورند....(دکتر شریعتی)


 
     
 

Mohammad
 
 
ارسال: جمعه 13 فروردین 1389 ساعت 00:50
 
   
 
بچه از باباش می پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟
باباهه می گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون یک جا باشن که اونجا دیگه بهشت نمی شه!
(قصد توهین نمیباشد، بخندین!)


 
     
 

Mohammad
 
 
ارسال: سه شنبه 21 اردیبشهت 1389 ساعت 23:58
 
   
 
زن جوان مهريه خود را قسطي از جيب همسرش بر مي‌داشت

مردي در حضور قاضي دادگاه مدعي شد كه همسرش بدون اطلاع او، از جيبش پول بر‌ مي‌دارد كه بايد اين پول‌ها به عنوان مهريه 214 سكه بهار آزادي او محسوب ‌شود.

مردي 33 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواستي را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد. اين مرد در حضور قاضي شعبه 238 اين مجتمع مدعي شد كه همسرش از پول‌هاي جيب او به مقدار زيادي بر مي‌دارد.

وي ادامه داد: يك بار كه پول بسياري در جيبم بود براي اينكه بدانم اين پول‌ها چطوري كم مي‌شود همسرم را تحت نظر داشتم و ديدم كه او پول‌ها را از جيبم برداشت. همسرم يواشكي پول‌هاي درون جيبم را بر مي‌دارد؛ با اينكه خرجي و نفقه او را مي‌دهم و من چيزي برايش كم نگذاشته‌ام ولي باز اين كار را انجام مي‌دهد.

زن كه در دادگاه حضور داشت، گفت: من از كودكي عادت داشتم كه از جيب پدرم پول بردارم و پدرم وقتي مي‌فهميد چيزي به من نمي‌گفت. من از روي عادت اين كار را مي‌كنم و قصد دزدي يا ورشكسته كردن شوهرم را ندارم و از شوهرم مي‌خواهم من را ببخشد و بداند كه من قصد اذيت او را ندارم.

جل الخالق!


 
     
 

COPOL
 
 
ارسال: چهارشنبه 22 اردیبشهت 1389 ساعت 10:43
 
   
 

میگن تخم مرغ دزد شتر دزد میشه...
حالا این خانم همین دیگه به باباش رحم نمیکرده این که دیگه شوهرش بوده