انجمن های گفتگو » عمومي » فلسفه و عرفان - سئوال خوب نصف جواب درست!
Mohammad
 
 
ارسال: یکشنبه 7 مهر 1387 ساعت 16:23
 
   
 
نقل شده از Mohammad

خب زننده تاپیک بسم الله.. شروع کنین!! یه سوال مطرح کنین خودتون..


!!!!!!!


 
     
 

Geryoooon
 
 
ارسال: یکشنبه 7 مهر 1387 ساعت 17:03
 
   
 
نقل شده از Mohammad

نقل شده از Mohammad

خب زننده تاپیک بسم الله.. شروع کنین!! یه سوال مطرح کنین خودتون..


!!!!!!!



زننده تاپیک رفته گل بچینه


 
     
 

Bardia
 
 
ارسال: یکشنبه 7 مهر 1387 ساعت 17:51
 
   
 
زننده ی تاپیک رفته گل بچینه شادبهر که نرفته!

دوست دارم خصمانه رو واسه ی شادبهر تعبیر کنم و بگم که فقط چوب و چماق خصمانه نیست . بعضی از جانبداری ها هم میتونه خصمانه باشه! ایشون ادعا کرده که فهمیده لاوگل چی گفته ما هم منتظریم تا تشریف بیارن و منی که از فروم هیچی حالیم نمیشه رو روشن کنن!


 
     
 

Mohammad
 
 
ارسال: سه شنبه 9 مهر 1387 ساعت 04:10
 
   
 
نقل شده از تاپیک نادانستنی ها


اولین سوال رو هم خودم میکنم.. که خیلی ذهنم رو مشغول کرده..
فرض کنین توی یه فضای باز وایسادیم مثلا کویر.. تا چند کیلومتر چشم انسان جواب میده که ببینه؟! بلاخره یه جایی ته داره دیگه؟؟ کسی به این قضیه فکر کرده تا حالا؟!


 
     
 

Golrokh
 
 
ارسال: سه شنبه 9 مهر 1387 ساعت 17:26
 
   
 
خوب تا تهش دیه

تو اول برو ته کویرو پیدا کن


 
     
 

Mohammad
 
 
ارسال: سه شنبه 9 مهر 1387 ساعت 17:27
 
   
 
نه گلرخ جان اینطور که به نظر میاد بحث طویل تر از این حرفاست.. از راهنمایی شما هم ممنونم
دوستان خوبم لاوگل جان و شادبهر عزیز بی صبرانه منتظر جواب شما در مورد این سوال هستیم


 
     
 

Tygra
 
 
ارسال: دوشنبه 25 آذر 1387 ساعت 18:55
 
   
 
درین تاپیک که کاملا هدفگیری لاوگل معلوم بود و با توضیح شادبهر واضحتر از واضح شد.... محمد بالاخره همکاری کرد و سئوال مورد دعوت لاوگل رو آورد (ولی دیر شده بود!!!)

دوٌمین نفری که به دنبال محمد – برای همکاری- اومد ، گلرخ بود که کاملا پاسخ درستی (بعنوان اوٌلین واکنش در وضوح دادن به سئوال) داد! "اصلا غیر ازین نمیشد!"
امٌا محمد پاسخ رو از لاوگل و شادبهر خواست! که این خلاف تعریف و توضیح تاپیک بود!
او اصلا به پاسخ گلرخ چندان توجهی نکرد!


برخورد ناسالم با افرادی که به مطالب مفهومی- محتوایی اهمیت میدهند.... خوشبختانه در جامعه ما زیاد نیست!
ممکنه مردم خودشونو کنار بکشند ولی اصلا حالت تعرضی ندارند! مگر اینکه عقده چرکینی داشته باشند!
حتٌی باید بگم که در جامعه واقعی ... چون تمایل به گروه گرایی و باندبازی ...معمولا عادی نیست! اصلا مردم حتٌی عادی هم خودشون رو از اشخاص مفهومی- محتوایی کنار نمیکشند! بلکه آمادگی گفتگو دارند... و حدٌ خودشونو مطرح میکنند!
من که تو کوچه و بازار و کار.. چنین تجربه دلنشینی دارم!


 
     
 

Tygra
 
 
ارسال: دوشنبه 25 آذر 1387 ساعت 19:01
 
   
 
*** سئوال محمد: اولین سوال رو هم خودم میکنم.. که خیلی ذهنم رو مشغول کرده..
فرض کنین توی یه فضای باز وایسادیم مثلا کویر.. تا چند کیلومتر چشم انسان جواب میده که ببینه؟! بلاخره یه جایی ته داره دیگه؟؟ کسی به این قضیه فکر کرده تا حالا؟!
.................................................

((من سناریوی چنین سئوال و جوابی رو برای شما مینویسم! تا ببینید طرح فکری لاوگل چقدر قشنگ و درعین حال شدنی بود!)) ...... هرگونه تشابه اسمی با اعضای این سایت صرفا تصادفی و غیرواقعی است!!!

ضمنا انتظار نداشته باشید در گفتگوی هرکدام از افراد وضوح اطلاعات فیزیکی...وجود داشته باشه!
نکته مهم در طرح لاوگل این بوده که برآیند گفتگوها ، سئوال اصلی رو وضوح همه جانبه میده و باز میکنه!
که این در بیشتر مواقع مهمتر از خود جوابه! (و سئوال اصلی رو از تو سئوال گنگ اولیٌه استخراج میکنه!)
.......................................................

1- گلرخ: خوب تا تهش دیه! تو اول برو ته کویرو پیدا کن!

2- محمد (میتونست بگه!): " گلرخ جان من تو کویری که رفته بودم از دور یه امامزاده (مخروبه و متروکه) رو میتونستم تشخیص بدم(کنار چاه آبی که میگفتند خشک شده!)// خیلی دورتر کناره یه تپه درختهای خشکیده ای رو میشد دید!// خیلی دورتر کوه صورتی تو آفتاب درخششی داشت ولی خوب جز کوه چی میتونست باشه!!؟ حتٌی روش یه نقطه سیاهی هم دیده میشد!
(حالا به حساب تو ته کویر میشه اون نقطه سیاه روی کوه !؟)...یعنی دورترین حدٌ دید من!؟

3- گلرخ: خب آره دیگه! البته اگه میخواستی بهش نزدیک بشی (تا با کیلومتر شمار ماشین فاصله رو اندازه بگیری)... ته کویر برات دورتر میره! (چه میدونم ممکنه از کناره کوه ، وجود یه فرودگاه نظامی رو بتونی تشخیص بدی!)
نقشه هم که فاصله محل ها رو کلٌی و تقریبی نشون میده! به ماهواره پنتاگون هم که دسترسی نداشتی! حالا رو نمیدونم!

4- محمد: بله پس مشکل اندازه گیری فاصله همچنان مطرحه!

5- آرام: ولی محمد جان ، تو همون کویر آسمون رو هم دید زدی....منظورم تو شبه!؟

6- محمد: آره آسمون کویر تو شب محشره ...نزدیک و پر از ستاره!

7- گلرخ: آرام جان چرا بحث حدٌ دید محمد رو رومانتیک میکنی!؟

8- آرام: چون تو اون همه ستاره ها در واقع ستاره هایی هستند با چند صد سال نوری فاصله!
(پس به روایتی دید انسان حدٌی نداره! وقتی نور به چشم برسه!)

9- گلرخ: و اونوقت سال نوری حتما میشه : 365روز، ضربدر ساعت24 ،ضربدر 3600ثانیه ، ضربدر 300000کیلومتر!!!
(بعضی ستاره ها خیلی غول اند و منظومه ما پیش اونها خیلی ناچیزه! نزدیکترین کهکشان به ما – نه راه شیری- کهکشان الفاسنتوری هست که 5/4 سال نوری فاصله داره. ولی حرف ارام درسته ...تو حتما ستاره های خیلی دورتر رو هم دیدی!

10- محمد: اینها رو از کجا بلدی!؟ دختر تو کلٌی منجمی و من نمیدونستم!

11- طنٌاز: امٌا با نگاه و دل مهرآمیز ، به چشم سر هم نیازی نیست! چشم دل کفایت میکنه!

12- گلرخ: من نمیدونم چرا هرکی به محمد میرسه ، رومانتیک میزنه! جانم ما داریم راجع به حدٌ دید محمد صحبت میکنیم نه حدٌ دل محمد! تازه حدٌ دوٌمی که به من ختم میشه ...این دیگه سئوال نداره!

13- طنٌاز: منظورم این بود که نور اون ستاره ، مجموعه فوتون هست که بعد از سالهای خیلی زیاد وارد چشم محمد شده!
که ممکنه اون ستاره دیگه اصلا نباشه! (ولی نور مهر و عاطفه جهانیه و همه جا هست! پره...راه رفتن نمیخواد!).

14- گلرخ: بالاخره دیدن ماه و ستاره های آسمون دیدن اونها هست یا نه!!؟
اصلا محمد از کجا میتونه بفهمه فاصله اون نقطه نورانی چقدره!؟ ستاره ست یا یه یوفو!؟ واقعیه یا توهم زده به سرش!؟

15- محمد: چی چی فو!؟ (آها منظورت بشقاب پرنده ست!)... آره خیلی ها ادعای دیدنش رو کردند و خیلی ها هم توهم زده بود به سرشون! حتٌی با ماه عوضی گرفته بودند! شایدم وارو!!!

ادامه دارد........



ویرایش توسط Tygra - دوشنبه 25 آذر 1387 ساعت 19:05


 
     
 

Tygra
 
 
ارسال: دوشنبه 25 آذر 1387 ساعت 19:15
 
   
 
16- هلما: آره! ما تو دفتر با یکی مصاحبه داشتیم ... میگفت فلان شب ماه پایین بود و بزرگ!(میدونید که وقتی ماه پایین هست خطای باصره بزرگ بودن ماه میزنه به سرمون!).......ابرهای پراکنده تو آسمون بود...باد هم بود....ابرها رو با سرعت جابجا میکرد....ماه بزرگ و غیرعادی بود ...و نسبت به ابرها تصور میشد که ماه داره حرکت میکنه نه ابرها!
جمعیت زیادی جمع شده بودند و فکر میکردند که یک یوفوی گنده میخواد رو زمین فرود بیاد!

17- مهناز: معمولا دیدن ما رابطه ای با اطلاعات تصویری بصری قبلی ما داره! (برای مثال ما یکی رو از دور میبینیم و اونو با یکی دیگه عوضی میگیریم! چون خاطره قبلی ما به دیدن ما جهت میده!)

18- مهسا: دقیقا! ما میگیم ماه رو دیدم در حالیکه بیشتر با تصور قبلی ماه رو دیدیم! چون میدونیم باید یه چیزی مثل ماه تو آسمون باشه.

19- گلرخ: عجیبه یعنی یه مرد تو این سایت پیدا نمیشه! همه دخترا اومدند اینجا که چی!؟
خب پس اشتباه مردم درمورد یوفو گرفتن ماه ... بخاطر این بود که از نظر اونها اون سینی نورانی(منظورم ماهه) داشت با سرعت حرکت میکرد! درواقع خطای باصره نسبی بودن حرکت ابر... به ماه...!

20- محمد: همینطوره! یعنی دیدن به داشتن اطلاعات دقیقتر مربوطه!
ببینید من تو اون کویر وقتی بعدش با دوربین دوچشمی دید رفتم....خیلی چیزها جور دقیقتری می شد! مثلا اون لکه سیاه روی اون کوه ، یه غار بود! و اصلا اون کوه نبود یه تپه کار معدنی بزرگ بود...چون معیارمناسبی برای تشخیص بزرگی و کوچکی
نزدیک اون نبود! اون محل امامزاده هم دیگه کاملا مخروبه و تهی نبود! چون میشد رختهای آویزونی رو با دوربین تشخیص داد...!

21- مهسا: اگه با همون دوربین دوچشمی به آسمون شب دید رفته بودی ...تعداد ستاره ها رو خیلی بیشتر میدیدی!

22- محمد: همین کار رو کردم! خوشه پروین که معمولا در بهترین دید غیر مسلح 12 تا ستاره داره...با دوربین شاید 20 تا بیشتر ستاره داشت! و حلقه زحل یه جورایی قابل تشخیص بود! و چهره آبله روی سوراخ سوراخی ماه حالت هلال ، با سایه های کنار حفره ها...خیلی جذٌابتر شده بود!

23- گلرخ: این پروین هم عضو تازه سایته!؟ محمد پس برای تو صورتهای آبله رو جذٌابه!؟
به هرحال همه میدونیم که چشم و عدسی دوربین بزرگه (مثل چشم سیریندی پیتی!).
واسع همین فوتونهای بیشتری رو تو سیستم دیداریش میکشونه! و جسم رو بزرگتر... نزدیکتر ...و گاه 3 بعدی تر مشخص میکنه!

24- طنٌاز: امٌا همه این ریزبینی ها بالاخره با ذهن و چشم دل...کلٌی میشه و تصویر یکپارچه ای از مهر خداوندی درست میشه! و چشم دل که باز بشه قوٌت عشق متجلٌی میشه!

25- هلما: طنٌاز جون یعنی ما نمیتونیم یه لحظه ازین ادبیات متافیزیکی داستان گوی ذهن خلاص باشیم که یه چیزی خالص و خلص بره تو این مغز بیچاره ...آنالیز بشه!!؟

26- مهناز: ولش هلما جون...جوش نیار!
پس مساله اصلی تعداد فوتون و اینکه بالاخره میاد تو سیستم دیداری نیست! مساله مهم اینه که چه اطلاعاتی روبرای واگشایی برامون ممکن میکنه! مثلا همه میدونیم که اون ستاره های دور رو مستقیما نمیشه با دوربین و تلسکوپ دقیقتر دید! فقط طیف گازیش رو میشه تا حدودی مشخص کرد....یا بزرگیش رو از روی حرکات و بقیه ستاره ها و جابجایی ها میشه مشخص کرد!
که این اسمش دیدن نیست!

27- آرام: نمیدونم تا به حال تصویر لیزری هولوگرام دیدید!؟ که خودش یه مجموعه فوتون مشابه هست. ولی وقتی برای مثال به یک مجسمه برخورد میکنه و بازتابش میشینه روی یه فیلم عکاسی ...تمام اطلاعات مجسمه رو با خودش میاره و دیدنیش میکنه!

28- محمد: حالا می فهمم چرا دخترها تو درس و مدرسه و دانشگاه خوب جلو میرند! حالا می فهمم چرا به روسری و مقنعه علاقه دارم...اونهم سفت و سختش رو! حالا میفهمم چرا مجزاسازی سهمیه جنسی رو از ترس حاکمیت علمی خانمها راه انداختند! حالا می فهمم که نباید این اعترافات رو با صدای بلند گفت!

29- گلرخ: خب محٌمد جان قبل از اینکه دچار خودشیفتگی بشی از فهمیدن زیاد... و عادت کنی به کش رفتن مطالب از کتابها،پس یادت نره که دیدن یعنی کسب اطلاعات قابل درک و تشخیص! بطوریکه حالت محو و ابهام نداشته باشه که با یک خاطرهاز قبل داشته شده مغز اشتباه بشه!

30- آرام: حدٌ جداسازی تشخیص دو نقطه رو یک میلیمتر تعیین کردند. ولی یادم نیست برای چشم سالم از چه فاصله ای این ممکنه!؟ و با هر دوربینی که درشتنمایی و فاصله کانونیش مشخص باشه ....برای چشم سالم این فاصله چقدر دورتر میشه!

*** محمد: حالا سئوال اوٌلیٌه مبهم من وضوح علمی پیدا کرد! و تبدیل به یک سئوال بهتر شد! و از توی چنین بحثی افق دید همه ما وسیعتر شد...! دیگه پاسخ قطعی نهایی فعلا خیلی مهم نیست!

*** گلرخ: اون پیشنهاد تایگرا که بررسی کنیم محل "عشق" در جغرافیای تالار "علم- فلسفه- عرفان" کجاست...خیلی پیشنهاد خوبیه! حیف که کلمه علم از عنوان تالار افتاده! گوبا چسبش ور اومده!


 
     
 

ATOUSA
 
 
ارسال: جمعه 23 بهمن 1388 ساعت 12:52
 
   
 
نقل شده از Mohammad

نقل شده از تاپیک نادانستنی ها


اولین سوال رو هم خودم میکنم.. که خیلی ذهنم رو مشغول کرده..
فرض کنین توی یه فضای باز وایسادیم مثلا کویر.. تا چند کیلومتر چشم انسان جواب میده که ببینه؟! بلاخره یه جایی ته داره دیگه؟؟ کسی به این قضیه فکر کرده تا حالا؟!


چشم انسان تا یه بعد مکانیه خاصی رو میتونه ببینه،حالا فرقی نداره چه تو کویر باشی چه تو جنگل بازم تا یه فاصله ی مشخص رو میتونی ببینی.....فقط چون تو کویر مانع دید وجود نداره اینطور احساس میکنی که انگار فضای بیشتری رو میبینی...