|
*** سئوال محمد: اولین سوال رو هم خودم میکنم.. که خیلی ذهنم رو مشغول کرده..
فرض کنین توی یه فضای باز وایسادیم مثلا کویر.. تا چند کیلومتر چشم انسان جواب میده که ببینه؟! بلاخره یه جایی ته داره دیگه؟؟ کسی به این قضیه فکر کرده تا حالا؟!
.................................................
((من سناریوی چنین سئوال و جوابی رو برای شما مینویسم! تا ببینید طرح فکری لاوگل چقدر قشنگ و درعین حال شدنی بود!)) ...... هرگونه تشابه اسمی با اعضای این سایت صرفا تصادفی و غیرواقعی است!!!
ضمنا انتظار نداشته باشید در گفتگوی هرکدام از افراد وضوح اطلاعات فیزیکی...وجود داشته باشه!
نکته مهم در طرح لاوگل این بوده که برآیند گفتگوها ، سئوال اصلی رو وضوح همه جانبه میده و باز میکنه!
که این در بیشتر مواقع مهمتر از خود جوابه! (و سئوال اصلی رو از تو سئوال گنگ اولیٌه استخراج میکنه!)
.......................................................
1- گلرخ: خوب تا تهش دیه! تو اول برو ته کویرو پیدا کن!
2- محمد (میتونست بگه!): " گلرخ جان من تو کویری که رفته بودم از دور یه امامزاده (مخروبه و متروکه) رو میتونستم تشخیص بدم(کنار چاه آبی که میگفتند خشک شده!)// خیلی دورتر کناره یه تپه درختهای خشکیده ای رو میشد دید!// خیلی دورتر کوه صورتی تو آفتاب درخششی داشت ولی خوب جز کوه چی میتونست باشه!!؟ حتٌی روش یه نقطه سیاهی هم دیده میشد!
(حالا به حساب تو ته کویر میشه اون نقطه سیاه روی کوه !؟)...یعنی دورترین حدٌ دید من!؟
3- گلرخ: خب آره دیگه! البته اگه میخواستی بهش نزدیک بشی (تا با کیلومتر شمار ماشین فاصله رو اندازه بگیری)... ته کویر برات دورتر میره! (چه میدونم ممکنه از کناره کوه ، وجود یه فرودگاه نظامی رو بتونی تشخیص بدی!)
نقشه هم که فاصله محل ها رو کلٌی و تقریبی نشون میده! به ماهواره پنتاگون هم که دسترسی نداشتی! حالا رو نمیدونم!
4- محمد: بله پس مشکل اندازه گیری فاصله همچنان مطرحه!
5- آرام: ولی محمد جان ، تو همون کویر آسمون رو هم دید زدی....منظورم تو شبه!؟
6- محمد: آره آسمون کویر تو شب محشره ...نزدیک و پر از ستاره!
7- گلرخ: آرام جان چرا بحث حدٌ دید محمد رو رومانتیک میکنی!؟
8- آرام: چون تو اون همه ستاره ها در واقع ستاره هایی هستند با چند صد سال نوری فاصله!
(پس به روایتی دید انسان حدٌی نداره! وقتی نور به چشم برسه!)
9- گلرخ: و اونوقت سال نوری حتما میشه : 365روز، ضربدر ساعت24 ،ضربدر 3600ثانیه ، ضربدر 300000کیلومتر!!!
(بعضی ستاره ها خیلی غول اند و منظومه ما پیش اونها خیلی ناچیزه! نزدیکترین کهکشان به ما – نه راه شیری- کهکشان الفاسنتوری هست که 5/4 سال نوری فاصله داره. ولی حرف ارام درسته ...تو حتما ستاره های خیلی دورتر رو هم دیدی!
10- محمد: اینها رو از کجا بلدی!؟ دختر تو کلٌی منجمی و من نمیدونستم!
11- طنٌاز: امٌا با نگاه و دل مهرآمیز ، به چشم سر هم نیازی نیست! چشم دل کفایت میکنه!
12- گلرخ: من نمیدونم چرا هرکی به محمد میرسه ، رومانتیک میزنه! جانم ما داریم راجع به حدٌ دید محمد صحبت میکنیم نه حدٌ دل محمد! تازه حدٌ دوٌمی که به من ختم میشه ...این دیگه سئوال نداره!
13- طنٌاز: منظورم این بود که نور اون ستاره ، مجموعه فوتون هست که بعد از سالهای خیلی زیاد وارد چشم محمد شده!
که ممکنه اون ستاره دیگه اصلا نباشه! (ولی نور مهر و عاطفه جهانیه و همه جا هست! پره...راه رفتن نمیخواد!).
14- گلرخ: بالاخره دیدن ماه و ستاره های آسمون دیدن اونها هست یا نه!!؟
اصلا محمد از کجا میتونه بفهمه فاصله اون نقطه نورانی چقدره!؟ ستاره ست یا یه یوفو!؟ واقعیه یا توهم زده به سرش!؟
15- محمد: چی چی فو!؟ (آها منظورت بشقاب پرنده ست!)... آره خیلی ها ادعای دیدنش رو کردند و خیلی ها هم توهم زده بود به سرشون! حتٌی با ماه عوضی گرفته بودند! شایدم وارو!!!
ادامه دارد........
ویرایش توسط Tygra - دوشنبه 25 آذر 1387 ساعت 19:05
|