|
انقلاب نستعلیق
سمیرا کامران/ آتلانتا- برای او نمیشود عنوان «رهایی از سایه پدر» را انتخاب کرد، چرا که قدم در راهی گذاشته که با راه پدر تفاوتهای زیادی دارد یا به قول خودش، او و پدرش در دو راه موازی ایران را به اینور آبیها نشان میدهند. نام و صدای پدرش را خیلیها میدانند و میشناسند، از نسل قبل گرفته تا همسن و سالهای خود من.
«نیما بهنود» 30 سال پیش در تهران متولد شده است. پیشینه روزنامهنگاری پدر این فرصت را به نیمای 14 ساله داد که طراح هنری مجله «آدینه» و سپس «پیام نور» باشد. 12 سال پیش تصمیم میگیرد که برای تحصیل به آمریکا بیاید و سن فرانسیسکو را شاید بهخاطر حضور «بامداد» خواهرش، مقصد اول انتخاب میکند. خودش میگوید که سنفرانسیسکو شهر دستیابی به آرزوهای اکنون تحقق یافتهاش نبوده است. 4 سال پیش به نیویورک نقل مکان میکند و به Fashion Institute of Technology - موسسهای که افرادی همچون کلوین کلاین را به جامعه مد آمریکا معرفی کرده است - وارد میشود.
زندگی کردن و درس خواندن در یکی از مراکز مد جهان او را به این فکر میاندازد که به قول خودش فرهنگ کشورش را در زمینه مد نشان دهد. فکر اولیه با طراحی کردن تیشرتهایی شروع میشود که 6 ساعت روی آنها کار شده بود. مشتریهای اولیهاش دوستان نزدیک و دوران نوجوانیاش هستند که قدم به قدم با او تا اینجا آمدهاند. آنها تیشرتهای دستباف نیما را میپوشند و در خیابانهای نیویورک قدم میزنند. تیشرتهایی با تصاویری از بنای میدان آزادی، اشعاری از مولانا، و حتی تصویر مهر میرزاکوچکخان جنگلی اما با طراحی مانند لباسهای مایکل جکسن؛ آن چه که بهنود «Persian Punk Style» (لباسهایی «پانکی» به مدل «ایرانی») مینامدش.
در یکی از مهمانیها، سردبیر مجله Maxim، یکی از مجلههای مد و فشن در نیویورک، لباسها را میبیند و اینچنین میشود که اکنون نیما بهنود محصولات دستباف خود را در دو بوتیک در لسآنجلس منطقه سنتا مانیکا، ودر نیویورک منطقه بروکلین، و این اواخر در بوتیک جدید خود در ایالت ویرجینیا به معرض فروش گذاشته است. نیما بهنود یک نفره 4 سال پیش را اکنون 26 نفر از فارغالتحصیلان دانشگاه مد و فشن در Line Nima N Y، لاین لباس نیما ان وای، همراهی میکنند. اشعار نوشته شده روی لباسها عمدتا صفحههای کتابهای قدیمی و نفیس هستند که گروه نیما ان وای آنها را در شنبهبازارها و از دستفروش های افغان و یا در کوچههای قدیمی تهران پیدا کرده و بر روی تیشرتها منعکس میکنند.
به گفته نیما، 60 درصد از مشتریهای او ایرانیان مقیم خارج هستند؛ از ونکور کانادا گرفته تا لندن انگلستان، از تینایجرها گرفته تا جوانهای همسن خودش که در واقع هدف اولیه او طراحی برای همنسلان خود بوده است. برنامه آینده او هم قرارداد با 2 کمپانی معروف آمریکایی، و چندین شوی لباس در نیویورک و شهرهای دیگر است.
***
نیما بهنود همچنین یک art director است. در ایران، در دانشگاه آزاد رشته گرافیک خوانده است. او برای کمپانیهایی مانند رولکس و کارتیه آگهی تبلیغاتی درست میکند. کار دیزاین را فراتر از یک سرگرمی میداند، اما درآمد حاصله از آن را برای زندگی کافی نمیداند. عقیده دارد که بهترین راه فروش تیشرتهایش از راه آنلاین و همچنین بوتیکهایش است. ترجیح میدهد که مشتریهایش از طریق همدیگر به طرف نیما ان وای لاین جلب شوند تا از پخش انبوه تیشرتها در مغازههای مختلف.
***
مدتها بود دوست داشتم فرصتی پیدا شود و نیما بهنود را از نزدیک ببینم. اما نمیدانستم که چه بهانهای برای دیدن پسر مسعود بهنود بیاورم، این که طرفدار کتابهای پدرش از 15 سالگی بودهام یا این که تمام دوستان ایرانی و غیرایرانی کالجم را به خریدن تیشرتهایش تشویق کردم. و این را هم نمیدانستم که مشتاقانه دعوت مصاحبه تلفنی من را میپذیرد. آن چه نیما بهنود را غیرمستقیم از حمایت پدر برخوردار میسازد حتی اگر به زبان نمیآورد هدف او است: «وقت آن است که ایران دیگری به همه نشان بدهیم. یک تصویر دیگر از شخصیتهای تاریخی، نه آن چه که سالهاست همه میدانند و نه آن چه که تصویری تاریک از ایران نشان میدهد»!
|