انجمن های گفتگو » عمومي » شعر و ادبيات - شعر و مطالب عاشقانه
Teransmiter
 
 
ارسال: یکشنبه 24 شهریور 1387 ساعت 20:17
 
   
 
بي من اگر آرامي، من نمي خواهم که کنارم باشي! با شکست قلبم تو اگر پيروزي، آرزوي دل من نيز کاميابي توست! من تنها به تو مي انديشم که مبادا خاري به دلت ريش آرد. کسي موفق است که با آجرهايي که به سمتش پرتاپ مي شود يک بناي محکم بسازد. یکی بود تو قصه مون وفا نکرد رفتو پشت سرشم نگاه نکرد یکی بود زندگیشو هوس سوزوند آبروش رفتو دیگه اینجا نموند آسمان رنگ خدا گشت بيا پر بزنيم باغ خورشيد پراز چلچله ها گشت بيا سر بزنيم فصل مهمان شدن پنجره ها يادت هست پشت در جاي غريبيست بيا در بزنيم يک نفر باز مرا در خود من مي خواند پر پرواز نداريم که پرپر بزنيم باز از مزرعه من بوي علف مي شنوم جاي پروانه چه خاليست بيا پر بزنيم


 
     
 

Teransmiter
 
 
ارسال: یکشنبه 24 شهریور 1387 ساعت 20:20
 
   
 
دست‌هايم غرق شده‌اند

در ژرفاي حسي

هزارتوي و بي‌قرار

پريان هميشه آرام بستر اقيانوس

مرا كه در تلاطم دريايي حادثم

بر دستهاي پريشان امواجي غريب

گهواره بسته‌اند

او را در بيداري چشمان من

مناجات خواب را از ياد برده‌اند

انگار تمام بهانه‌هاي عشق را

در چشمان تو نوشته‌اند

و سخت جاني من، سنگ بستري است

كه همه باران‌هاي نوراني تو را

در خود فرو مي‌مكد

شايد براي همين است كه تاريكم هنوز!



 
     
 

Teransmiter
 
 
ارسال: یکشنبه 24 شهریور 1387 ساعت 20:48
 
   
 
گنجشک به خدا گفت:لانه کوچکی داشتم،آرامگاه خستگی ام بود،سر پناه بی کسی ام بود اما طوفان تو آن را از من گرفت.کجای دنیای تورا گرفته بودم؟ خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود و تو در خواب بودی، باد را گفتم لانه ات را واژگون کند .آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.چه بسیار بلاها که از تو به واسطه محبتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخاستی.


 
     
 

Teransmiter
 
 
ارسال: یکشنبه 24 شهریور 1387 ساعت 20:51
 
   
 
دنيا را بد ساخته اند ......... کسي را که دوست داري،تو را دوست نمي دارد . کسي که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است ... زندگي يعني اين....


 
     
 

Geryoooon
 
 
ارسال: دوشنبه 25 شهریور 1387 ساعت 09:11
 
   
 
آواز عاشقانه ما در گلو شکست /حق با سکوت بود ،صدا در گلو شکست

ديگر دلم هوای سرودن نمی کند /تنها بهانه دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم /آن گريه های عقده گشا درگلو شكست

ای داد- کس به داغ دل باغ دل نداد /ای وای -های های عزا در گلو شکست

آن روزهای خوب که ديديم خواب بود /خوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست

«بادا» مباد گشت و«مبادا» به باد رفت/«آيا» ز ياد رفت و«چـرا» در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند /نفرين وآفرين ودعا در گلو شکست


آواز عاشقانه - قیصر امین پور


 
     
 

Geryoooon
 
 
ارسال: دوشنبه 25 شهریور 1387 ساعت 09:23
 
   
 
باز باران بی ترانه

باز باران ,با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها ,می چکد بر فرش خانه
باز می اید صدای چک چک غم...باز ماتم

من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده
نمی دانم...نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست؟؟؟؟

نمی فهمم, چرا مردم نمی فهمند
که ان کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست؟؟؟

نمی فهمم..کجای اشک یک بابا
که سقفی از گل و اهن به زور چکمه های باران
به روی همسر و پروانه های مرده اش ارام باریده
کجایش بوی عشق وعاشقی دارد؟؟؟

نمی دانم..نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران, عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست...نمی فهمم!!!!؟

یاد ارم, روز باران را
یاد ارم مادرم در کنج باران مرد
کودکی ده ساله بودم
می دویدم زیر باران..از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچه های پست شهر ارام جان می داد
فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود
نمی دانم
کجای این لجن زیباست؟؟؟؟

بشنو از من, کودک من
پیش چشمم, مرد فردا
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالادست
و ان باران که عشق دارد ...فقط جاریست برای عاشقان مست
و باران من و تو درد و غم دارد


 
     
 

Teransmiter
 
 
ارسال: دوشنبه 25 شهریور 1387 ساعت 16:21
 
   
 
شراب تو را

با تمامي جام‌هاي گذشته‌‌هايم

نوش كرده‌ام

تمامي تصاوير گذشته را

به نور تو زدوده‌ام

انتظار ابدي‌ات

به آوازي از ازل

آغاز سرود من است

به كدامين زمان پناه برم

كه ياد تو مرا تطهير نكند

در آتشي گدازنده!

[


 
     
 

Teransmiter
 
 
ارسال: دوشنبه 25 شهریور 1387 ساعت 16:24
 
   
 
عشق طرح ساده لبخند ماست
معنی لبخند ما پیوند ماست
عشق را با دست های مهربان
هر که قسمت می کند مانند ماست
عشق یعنی اینکه ما باور کنیم
یک دل دیگر ارادتمندماست
دوستی همسایه ی نزدیک ما
مهربانی نیز خویشاوند ماست
شرح مبسوط زیان و سود عشق
چشم غمگین و دل خرسند ماست
گرچه ما خود را نصیحت می کنیم
عشق اما بی خیال پند ماست
دست خوبت را به دست من بده
دستهای ما پل پیوند ماست
در همه قاموسهای معتبر
عشق تنها واژه پیوند ماست
کیست عریان تر زما در متن عشق
ارتفاعات غزل الوند ما


 
     
 

AliReza_316
 
 
ارسال: سه شنبه 26 شهریور 1387 ساعت 11:06
 
   
 
چشماي خودت قسم
ديگه بهت نمي رسم
وصال تو خياليه
واي كه دلم چه حاليه
بازياي عروسكي
آخ كه چه حيف شد كودكي
يه كم برس باز به خودت
مي خوام بيام تولدت
اونوقتا اينجوري نبود
راهت به اين دوري نبود
حالا كه عاشقت شدم
نيستي ديگه مال خودم
پاييز چه فصل زرديه
عاشقيم چه درديه
گم شده باز بادبادكم
تو نمي ياي به كمكم ؟
مي خوام دستاتو بگيرم
تو بموني من بميرم
عاشقي ام نوبتيه
آخ كه چه بد عادتيه
من نگرانم واسه تو
قبله ي ديگران نشو
اشكم به اين زلاليه
دل تو از من خاليه
تو مه عشق تو گمم
هلاك يه تبسم
تو شدي مال ديگري
چه جور دلت اومد بري
قفلا كه بي كليد شدن
چشا به در سفيد شدن
چه امتحان خوبيه
دوريت عجب غروبيه
بارون شديده نازنين
از تو بعيده نازنين
خاطره رو جا نذاري
باز من و تنها نذاري
اونوقتا مهمونت بودم
دنيا رو مديونت بودم
اونقتا مجنونم بودي
كلي پريشونم بودي
قصه حالا عوض شده
صحبت يه تولده
قلبت رو دادي به كسي
يه كم واسم دلواپسي
مي ترسي كه من بشكنم
پشت سرت حرف بزنم
من مني كه بوسيدمت
تو اون غروب كه ديدمت
تو واسه من ناز مي كني
ناز مي كشم باز مي كني ؟
اين رسمشه نيلوفرم
من كه ازت نمي گذرم
ستارمون يادت مي ياد
دلواپسم خيلي زياد
فقط تماشا مي كني
بعد عشق و حاشا مي كني
مي گي گذشت گذشته ها
چه راحتن فشرته ها
سر به سرم كه نذاري
بگو يه كم دوسم داري ؟
نمي موني من مي مونم
ميري يه روزي مي دونم
اولا مهربونترن
اونايي كه همسفرن
اشك منم كه جاريه
نگه دار يادگاريه
مي سپرمت دست خدا
يه كم دوستم داشتي بيا


 
     
 

AliReza_316
 
 
ارسال: سه شنبه 26 شهریور 1387 ساعت 11:07
 
   
 
اين روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه
درد تمام عاشقا پاي کسي نشستنه
اين روزا مشق بچه هايه صفحه آشفتگيه
گرداي روي آينه فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشکل بي ستاره ها يه کم ستاره چيدنه
اين روزا کار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه کم کبوتر شدنه
اين روزا آسمونمون پر از شکسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا کار آدما دلاي پاک رو بردنه
بعدش اونو گرفتنو به ديگري سپردنه
اين روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفائيه
جرم تمومشون فقط لذت آشنائيه
اين روزا چشماي همه غرق نياز و شبنمه
رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پس زدن و نموندنه