|
در انتظار بازگشت...
[دریا، دریانوردی را به درون میکشد
مادرش، بی خبر، به سوی شمایل میرود
شمعی بلند مقابل مریم مقدس میافروزد
برای هوای خوب، برای بازگشت پسرش
و گوش او همیشه به باد است.
اما آنگاه که چشم میبندد و دعا میکند
شمایل غمگینانه و آرام گوش میخواباند
و خوب میداند که سفر کرده را بازگشتی نیست...
منبع: کتاب تراشه باریکی از آوازی
|