انجمن های گفتگو » عمومي » تفریح و سرگرمی - مطالب خنده دار، بامزه و جالب
Mahsa
 
 
ارسال: یکشنبه 1 اردیبشهت 1387 ساعت 20:42
 
   
 
یه تست عاشقانه که اندازه علاقه شما رو به همسرتان معلوم می کند

آی سلام و علیکوم .همین اولش بگما یه وقت(…)
نشید برید زن بگیریدا…..
ایناها… روزگار منه سیاه بختو بینید. هر روز
جنگ و دعوا ….هر روز آه
و زاری…مگه میتونم جُمب بخورم…دارم یانگوم
رو نیگا میکنم، میگه چرا
همش یانگوم رو نیگا میکنی …مگه امپراطور دریا
چشه؟ میگم چشم نیست گوشه
، ولی من دوس دارم یانگومو نیگا کنم(بله از پشت
صحنه اشاره میکنند که
یانگوم چند هفتس تموم شده) خودمم میدونم
…اصلا به شما چه تو نوشته هایه
من دخالت میکنی.

داشتم میگفتم….میخوام برم باشگاه پرورش
اندام ، میگه تو که اندامت
خوبه…چی شده که باز میخوای بری باشگاه؟

میگم باباجان واسه سلامتی ، واسه
شادابی….خودت رو نیگاه کن شبیه کوه
آب و برق شدی! اینو که گفتم دیدم یهو یه چیزی
مثل کابل دکلهای همون کوه
آب و برق خورد تو صورتم و از حال رفتم… خلاصه
وقتی اومدم تو حال تصمیم
گرفتم که یه تست عاشقی واستون تهیه کنم …اگه
تونستید توش امتیاز بالای
50 بدست بیارید اونوقت معلوم میشه که میتونید
یه زندگی رو اداره کنید
وگرنه عمرا از فکر عشق و قاشقی…ببخشید عشق و
عاشقی بیاید بیرون و
بچسبید به کار کار کار…پول پول پول …ها ایه….

این تست عشقولانه شناسی به این صورت است که
گزینه الف ، 1 امتیاز دارد و
گزینه ب ، 2 امتیاز ،گزینه ج، 3 امتیاز و گزینه
د نیز ، 4 امتیاز رو شامل
میشه .خلاصه از ما گفتن اگه امتیازی زیر 50
بیارید هیچوقت عاشق نشید

خب آماده اید…پس
شروع میکنیم:

1 ـ اگه روز خواستگاری قرار شد که 4 سال تو عقد
باشید و بعد از گذشت
اولین سال عقدتون ، پدر زن شما بهتون گفت که :
دستوپاچلفتی پس کی میخوای
این ترشیه ما رو ببری خونه بخت ؟ اونوقت شما چی
کار میکنید:

الف: مثل پدرزن ذلیلا(پ زذ ) سرتون رو خم میکنید
و با ترس و لرز میگید:
آقا جون همین یه ماه دیگه دستشو میگیرم و
میبرم.

ب: مثل آدمهای با اعتماد به نفس تو روی
پدرزنتون وای میستید و میگید : تو
چی میگی دیگه یره …اونش به خودوم ربط دِرِه
فهمیدی یره؟!

ج: مثل آدمهایه طناز و با رویی گشاده به صورت
پدر زنتون نیگاه میکنید و
میگید هنوز ترشیش نرسیده ، وقتی خوب رسید و
ترشی لیته شد ، اونوقت برای
مصرف خانگی حتما میبریمش خونه بخت!

د: با چهره ای غمگین و مظلومانه به پدر زنتون
میگید: آقا جون خودتون که
بهتر میدونید تخم مرغ چقدر گرون شده. شما جای
من بودید چه کار
میکردید.مگه مرض دارم یه نون خور اضافی دنبال
خودم راه بندازم؟

2 ـ بر فرض اگه تونستید اون خانم رو با بدبختی
به خونه ی بخت ببرید و
فهمیدید که به جای دسپختِ ایشون ، همش باید
دستپخت سیبیل کلفتای رستوران
ها رو بخورید ، بعد این موضوع را چگونه با
همسرتان در میان میگذارید؟

الف ـ به شوخی بهش میگید ببین عزیزم ، من که تو
رو الکی نگرفتم ! من تو
رو گرفتم که واسم غذاهایه خوشمزه بپزی تا
بخورم و چمبه بشم! وگرنه به چه
دردی میخوری پس تو ؟! هان ؟ اصلا پاشو برو خونه
ی ننه ات دختره ی بی هنر!

ب ـ به خاطر گزینه ی الف یه چکش به دهانتان
اصابت میکند و دندوناتون
میشکند و میریزد تو حلقتون و دیگه حرفی
نمیتونید بزنید و میرید یه پرس
کباب از اصغر اقا میگیرید و میاید میدید
همسرتون میل کنه….چون خودتون
که بی دندون شدید دیگه!

ج ـ مثل مردای خوب و( زذ) میگید چشم نوکر همسر
گلم هم هستم …تو
بادمجون بخواه ! و بعد شاهد نگاه عاقل اندر
سفیه خانمتون به خودتون
میباشید ولی نمیفهمید و میخندید…مثلا فکر
میکنید چقدر مرد خوبی هستید..هی
هی هی

د ـ به نظر من مهم عشق است . عاشق همسرم هستم و
حتی حاضریم یه نون و
پنیر رو با عشق بخوریم ولی به همدیگه بد نکنیم
، ولی خب تحمل کردن هم
اندازه ای داره…اگه پخت و پز بلد نباشه با سگک
کمربندم کبودش
میکنم…..قاط بزنم هیچی حالیم نمیره !

3 ـ اگر خدا به شما یه بچه هدیه داد و یه روز که
از حموم در اومدید
ببینید یهو خانمتان بچه را در مقابل چشمانتان
گرفته و در حالی که بوی
خوشی از بچه تان ساطع میشد ، به شما گفت بیا
بگیر این بچتو عوضش کن چون
خونه را بوی گند برداشته، اونوقت شما چه کار
میکنید؟

الف ـ میخندید و میگید آی بابا قربون بوی گندش
بره … میبینی خانم چه
بچه ایه …. به باباییش رفته ! بابا فداش شه و
بچه را میبوسید!

ب ـ بهش با مهربانی میگید ببین عزیزم من دستام
به کهنه ی بچه آلزایمر
داره !….اگه به کهنه اش دست بزنم پوست دستم
تیره میشه ! اگه پوست
دستم تیره بشه بعد دیگه نمیتونم پول دربیارم
واسه بچه کهنه بگیرم و
اینطوری تمام خونه تیره میشه !

ج ـ یه نیگاه زیرکانه و با اخم به سگک
کمربندتون که رویه شلوارتون
خودنمایی میکنه ، میکنید و سپس یه نیگاه به
خانمتون…بعد اونوقت اگه
خانمتون ترسید ، که شما برنده شدید ولی اگه
خانمتون نیز یه نیگاه زیرکانه
به کفگیر و قابلمه انداخت اونوقت من توصیه
میکنم سریع به حرفش گوش بدید و
دریغ نکنید

د ـ میگید کور خوندی نویسنده ! من اصلا بچه دار
نمیتونم بشم که بخوام
کهنه اش را عوض کنم ! من هم بهش میگم خوش به
حالت کاش من جای تو بودم !

4 ـ اگه تو اداره نشستید و دارید کاراتونو
انجام میدید و بعدش تلفن زنگ
بزنه و مادرتون شما رو برای آنشب به خونشون
دعوت کنه و وقتی میایید خانه
ببینید که همسرتون میگه که مامانم امروز زنگ
زد و برا امشب ما رو دعوت
کرد ، بعد اونوقت چکار میکنید؟

الف ـ میشینید گوشه ی اتاقتون و میزنید زیر
گریه و به یاد روزهایه خوش
مجردیتان می اُفتید….( خیلی بی بنیه هستید
بابا)

ب ـ میرید تو حیاط و بلند داد میزنید و میگید
خداااااااااااایا من چقدر
بدبختم آی مردم آی همسایه ها…به دادم برسید
…بیاید منو از دست این زن
نجات بدید بعد در این هنگام با برخورد یک
ملاقه به فرق سرتون از حال
میرید

ج ـ در این موقع خونسردیه خود را حفظ کرده و
میگید نخیر ….فقط میریم
خونه ی مامانم ، فهمیدی یا باز با سگک کمربند
بیافتم به جونت و کبودت کنم
هان؟ در این لحظه احتمالا خانمتون جلوتون
سوسک میشه و کم میاره ….فقط
در این لحظه سرتون رو به هیچ وجه بر
نگردونید….شَتَرَق….ای بابا گفتم
که برنگردونید …حَقِته ، باز سرت با قابلمه
اهدایی از طرف همسرت اصابت
کرد؟ حَقِته . تا تو باشی به حرفم گوش ندی !

د ـ ما اصلا سر این موضوعات هیچ مسئله ای با هم
نداریم و از عصر با خانمم
اینا میریم خونه ی مادرشون تا شب و شب واسه ی
شام و خوردن میریم خونه ی
مادرم اینا….اینجوری هم همسرم راضیه و هم
مادرزنم! ( اَه اَه زن ذلیل
بدبخت )

اوه اوه خاک به سرم شد…دیدید چی شده ؟! فکر کنم
همسرم پشت سرم با یه
قابلمه واستاده و داره مطالبمو میخونه و
عنقریبه که اگه سرم رو بر گردونم
، با قابلمه بکوبونه تو ملاجم….به نظر شما چه
کار کنم…یکی نیست بهم
بگه تو که خودت هیچی از عاشقی بلد نیستی این
تست طرح کردنت چیه
دیگه….حالا باید بیخیال شم ..من شما رو به خدا
میسپارم و امیدوارم
هیچوقت عاشق نشید

اِ سلام به همسر گلم …حالت
چطو……..شَتَرَق……آخ مُردَم!


 
     
 

Mahsa
 
 
ارسال: یکشنبه 1 اردیبشهت 1387 ساعت 21:12
 
   
 
انواع بله گفتن عروس خانوم ها

عروس عادی: با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.)

عروس لوس: بع……….له!
عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،…، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، … ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، … ، … (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن … !)

عروس خارج رفته: با پرمیشن گریت ترهای فمیلی … اُ یس

عروس خجالتی: اوهوم
عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره…. ( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است)

عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، …، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، … ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و … آری می پذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش …

عروس داش مشتی: با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام …

عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین … اعوذ با… من شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم …. الی آخر …. ( و در آخر ) نعم

عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله … چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال می پرسن ! … یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین … (اصولا این قوم فمنیست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و یه چیزی ازشون بپرسن … فقط باید زد تو سرشون و بهشون گفت همینه که هست می خوای بخواه نمی خوای هم به درک)


 
     
 

Geryoooon
 
 
ارسال: چهارشنبه 4 اردیبشهت 1387 ساعت 09:05
 
   
 
عدالت:   هنر تقسيم كردن كيك به ترتيبي كه هر كس   فكر كند بيشترين قسمت نصيب او شده است.
رمان هاي كلاسيك:   كتاب هايي كه مردم براي خريد آن پول مي دهند ولي هيچ وقت آن ها را نمي خوانند.
لبخند:   يك منحني لب كه مي تواند چيزهاي زيادي را بلافاصله در اختيار خانم ها قرار دهد
اداره:   مكاني كه شما مي توانيد پس از ساعت ها زندگي خانوادگي به آنجا برويد و با آرامش استراحت كنيد
وغيره:   كلمه اي كه هر وقت استفاده كنيد شنونده فكر مي كند شما خيلي چيزهاي ديگر هم مي دانيد
جلسه:     افرادي كه به تنهايي نمي توانند كاري انجام دهند در آنجا دور هم جمع مي شوند تا تصميم بگيرند   به طور دسته جمعي هم كاري انجام ندهند.
تجربه:     نامي كه مردم روي اشتباهات خود مي گزارند.
فيلسوف:   كسي كه احمقانه زندگي مي كند تا ثابت كند بايدعاقلانه بميريد.
پدر:   يك بانك كه از طريق نيروهاي نامرئي ساخته شده است.
رئيس: كسي كه وقتي شما غايب هستيد او حاضر است و وقتي شما حاضر هستيد او غايب است.
سياستمدار:   كسي كه قبل از انتخابات به شما دست مي دهد و بعد از آن بايد بدويد تا دستتان را پس بگيريد.
دكتر:   كسي كه بيمار شما را با قرص مي كشد و خود شما را با صورتحساب
مجرم: شخضي كه هيچ تفاوتي با بقيه ندارد فقط در هنگام ارتكاب جرم بدام افتاده است.


 
     
 

Mohammad
 
 
ارسال: جمعه 6 اردیبشهت 1387 ساعت 00:38
 
   
 
چرا حلقه ازدواج را در انگشت چهارم قرار می دهند؟

انگشت شست معرف والدین است
انگشت اشاره معرف خواهر برادر است
انگشت کوچک معرف بچه هاست
انگشت وسطی خودتون هستید
انگشت چهارم معرف شریک زندگی است
انگشتان وسط رو خم کرده از پشت بهم بچسبونید و بقیه ء چهار انگشتتون رو نوک به نوک به هم بچسبونید .سه تا انگشتتون براحتی از هم باز می شن(چون همه از والدین -خواهر برادر - بچه ها یه روزی جدا می شند ) ولی انگشتان چهارم در حالیکه انگشتان کوچک وصل هستند به هیچ عنوان از هم باز نمی شوند.



 
     
 

Khanoomi
 
 
ارسال: جمعه 6 اردیبشهت 1387 ساعت 04:11
 
   
 
فرهنگ لغت ايراني از زبان طنز

ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد

ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند

الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را

اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند

ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند

زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال

بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند

بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر

چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند

خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود

خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت

دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود

دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود

رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است

سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست

سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند

عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد

سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود

سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود

مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند

معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود

موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند

هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد


 
     
 

Khanoomi
 
 
ارسال: جمعه 6 اردیبشهت 1387 ساعت 04:13
 
   
 
تفاوت اصلی زنان و مردان

سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.

اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.

پرداخت صورتحساب ميز:
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.

پول:
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود.


 
     
 

Geryoooon
 
 
ارسال: جمعه 6 اردیبشهت 1387 ساعت 12:29
 
   
 


 
     
 

Geryoooon
 
 
ارسال: جمعه 6 اردیبشهت 1387 ساعت 12:35
 
   
 
خانم ها مثل راديو هستند. هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگو يي نمي شنوند.
خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند، از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند
خانم هامثل چسب دوقلو هستند، اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد
خانم ها مثل موتور گازي هستند، پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت
خانم ها مثل رعد و برق هستند، اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون
خانم ها مثل ليمو شيرين هستند، اول شيرين و بعد تلخ مي شوند
خانم ها مثل موبايل هستند، هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند
خانم ها مثل گچ هستند، اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند
خانم ها مثل كنتور برق هستند، هر چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود
خانم مثل فلزياب هستند، هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند


 
     
 

Geryoooon
 
 
ارسال: جمعه 6 اردیبشهت 1387 ساعت 12:36
 
   
 

اگه تيپ بزنيم بريم سر كار، ميگن ببينم با كي قرار داري؟
اگه لباسهاي معمولي بپوشيم، ميگن تواصلا' سليقه نداري

اگه زياد بگيم دوستت دارم، ميگن باز چه نقشه اي تو سرته
اگه نگيم دوستت دارم، ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه

اگه زياد بهشون زنگ بزنيم، ميگن به من اعتماد نداري
اگه زنگ نزنيم، ميگن انگار سرت خيلي شلوغه

اگه تو خونه زياد بخنديم، ميگن ديونه شدي
اگه كم بخنديم، ميگن بخت النحس

اگه شام بخواهيم، ميگن فقط فكر شكمشه
اگه شام نخواهيم، ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي


 
     
 

Geryoooon
 
 
ارسال: جمعه 6 اردیبشهت 1387 ساعت 13:18
 
   
 
وقتی یه پسر بیرون میره دوست نداره سینه و باسن  باد کرده باشه ولی دختر باسن و سینه رو باد میکنه تا ۱۰۰۰ تا پسر رو از راه بدر کنه
دختر تا مانتوی تنگ و آرایش نکنه عمرا بیرون بره ولی پسر با یه شلوار کردی و زیرپیراهنی هم تا دو تا چهارراه بالاتر میره
دختر براحتی از چهارراه رد میشه ولی کیه که به پسر راه بده
اگه یه دختر از کوچه رد شده باشه تا یک هفته با بوی کوچه میشه حال کرد ولی اگه پسر رد شه انگار ماشین جمع آوری زباله رد شده
اگه دختر موبایل داشته باشه الکی هم شده تو دستش میگیره و کلاس میذاره ولی پسر اصلا
اگه ۲۰ تا دختر باشن که با هم رفیق باشن در مترو و واحد هر کسی خودشو حساب میکنه ولی یه پسر همه ی دوستاش رو به علاوه بقیه حساب میکنه